جلد 5 صفحهء 20 آورده به اين حقيقت اشاره كرده است و آن حديث اين است « اى قوم شما را چنان مىبينم كه هر كدامتان مشتاق رسيدن به خلافتيد و مى - خواهيد استقرار آن را بتأخير بياندازيد ، آيا همه شما ( رحمت خدا بر شما باد ) اميد داريد خليفه باشيد ؟ !
4 - ابن قتيبه در ضمن حديثى كه تمامش بعدا خواهد آمد از قول ابو بكر چنين آورده است : « خداوند محمد ( ص ) را به عنوان پيامبر بر انگيخت و براى مؤمنين ولى قرار داد ، و با قرار دادنش در ميان ما بر ما منت نهاد تا آنكه اختيار كرد براى او آنچه كه مقدر كرده بود ، آنگاه امور مردم را به آنها تفويض فرمود تا با اتفاق يكديگر آنچه كه مطابق مصلحت آنها است اختيار نمايند آنان نيز مرا والى و پيشواى خود بر گزيدند » ( 1 ) .
5 - از عمر بطور صحيح روايت شده كه گفته است : « سه چيز است كه اگر رسول خدا در ميان آنها بوده پيشم محبوبتر از شتران سرخ مو بوده : خلافت ، كلالة و ربا » .
و در روايت ديگر بجاى شتران سرخ مو ، از دنيا و ما فيها آمده است .
6 - و از عمر به طور صحيح آمده است : « اگر از سه چيز از رسول خدا مىپرسيدم پيشم محبوبتر از شتران سرخ مو بوده : از خليفهء بعد از او . . . ( 2 ) .
7 - به طور صحيح از عمر آمده است كه : خداوند دينش را حفظ مى - كند اگر چه من كسى را جانشين قرار ندهم ، زيرا رسول خدا كسى را خليفه قرار نداده است ، و يا كسى را خليفه قرار دهم چنان كه ابو بكر براى خود جانشين قرار داده است .
عبد اللَّه بن عمر گفته است : به خدا قسم او رسول خدا و ابو بكر را ياد نكرد مگر آنكه دانستم او كسى را همانند رسول خدا نمىداند و كسى را جانشين قرار
هامش
( 1 ) السياسة جلد 1 صفحهء 15 .
( 2 ) مصادر اين دو حديث در جزء ششم ( 11 و 12 فارسى ) اين كتاب در بحث نوادر الاثر خواهد آمد .