تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
متكى به نص و يا فرمانى از صاحب شريعت نبودند و بعد از آنكه انتخابش كردند با او بيعت نمودند و معنى اين كار اين بوده كه با او پيمان بستند در آنچه كه رضاى خدا در آنست از او فرمان بردارى و اطاعت كنند همچنانكه او با آنان پيمان بسته كه به احكام دين طبق كتاب خدا و سنت پيامبر اكرم عمل نمايد و اين پيمان متقابل ميان خليفه و امت اسلام همان حقيقت بيعت است كه همانند عملى است كه بايع و مشترى انجام مىدهند ، زيرا آنان هنگام اجراء عقد ، دست يكديگر را مى - فشارند و مصافحه مىكنند . و چنان كه گفتيم : نيروى واقعى خليفه از ناحيهء همين بيعت است و مسلمين وفاء به آن را از تمام چيزهائى كه دين واجب كرده و شريعت اسلام ضروريش قرار داده لازمتر مىدانند . و ابو بكر در انتخاب خليفه طريقهء ديگرى را ابداع كرده و آن اينكه : خليفه جانشين خود را تعيين كند و مردم با او پيمان ببندند كه از او اطاعت نمايند ، و امت اسلام نيز با اين طريقه موافقت نمودند و دانستند كه اين روش نيز واجب الاطاعة است و اين عمل همان تعيين ولايت عهد است . و از اينجا معلوم مىشود كه تاريخ پيدايش اين روايات ساخته شده بعد از انعقاد بيعت و استقرار خلافت براى كسى كه به زور لباس خلافت را پوشيده بوده است و لذا هيچ فردى از آنها در روز سقيفه و يا بعد از آن سخنى از آن به ميان نياوردند با آنكه آتش اختلاف و نزاع بشدت بالا گرفته و نياز به آن كاملا محسوس بود . از اينكه پيش از پيدايش اين روايات كسى از آنها آگاهى نداشته شگفت - آور نيست عجيب اين است كه بعد از اين تاريخ نيز دانشمندان علم كلام و بزرگان اهل تحقيق ( مگر كمى از آنها ) در اثبات اصل خلافت به آنها توجه نكرده و از آن راه خلافت را براى آنان اثبات ننمودند و اگر چه در اصل اثبات آن كوتاهى نكرده و از راه‌هاى مختلف خلافت آنان را اثبات مىنمودند .