رسوائى تزوير ! !
اينها احاديثى است كه از اهل سنت در مورد سنگ بناى اساسشان كه روى آن بتخانهء دروغ خلافت را بنا نهاده و با مطالب نادرست ، آن را آراستهاند رسيده است ، در صورتى كه ديديم : بزرگانشان گواهى دادهاند كه آن احاديث جز اساطير ساخته شده كه به هيچ وجه صحت و واقعيت ندارند ، چيز ديگرى نيستند .
واقعيت و اعتبار نيز اين حقيقت را تأييد مىكند ، زيرا تنها دليل پيش آنان در باب خلافت همان اجماع و انتخاب است و هيچ فردى از آنان در اين باب به نص اعتماد نكردهاند و لذا مىبينيم كه آنان در مورد ابطال نص و تصحيح انتخاب و اثبات شرائط آن ، به طور مشروح بحث كرده تا جائى كه انكار نص را به بعضى از شيعه نيز نسبت دادهاند !
باقلانى در « التمهيد » صفحهء 165 مىگويد : و دانستيم كه جمهور امت ، نص را در باب خلافت منكر است و از كسى كه به آن معتقد باشد تبرى مىجويد ، و ديديم : بيشتر كسانى كه على عليه السلام را از ديگران برتر مىدانند از قبيل :
زيديه و معتزله بغداد و ديگران ، با آنكه على را از ديگران برتر مىدانند در عين حال منكر نص دربارهء خلافت او هستند !
« خضرمى » در « المحاضرات » صفحهء 46 گفته است : « اصل در انتخاب خليفه رضايت امت اسلام است ، و خليفه از ناحيهء مردم نيرو مىگيرد ، و هنگام وفات رسول خدا رأى مسلمين چنين بوده و لذا ابو بكر صديق را انتخاب كردند و آنان در اين كار