تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
و گرامىترين و محبوبترين و بهترين افراد اصحابم هستند آنها كه به من ايمان آوردند و تصديقم كردند و عزيزترين و بهترين و گرامىترين و برترين اصحابم در دنيا و آخرت ابو بكر صديق است ، زيرا مردم تكذيبم كردند و او تصديقم نمود ، مردم به من كافر شدند و او ايمان آورد ، مردم مرا ناراحت كردند و او با من انس ورزيد ، مردم مرا ترك كردند و او مصاحبم بود ، مردم مرا دور كردند و او به من زن داد ، مردم از من بريدند و او به من گرويد و مرا بر نفس و اهل و مالش ترجيح داد ، خداوند از ناحيه‌ام به او در روز قيامت پاداش خير دهد ، سپس هر كس مرا دوست دارد او را دوست داشته باشد و هر كس مىخواهد به من احترام كند به او احترام كند و هر كس مى - خواهد به خدا نزديك شود گوش بحرفش دهد و از او اطاعت نمايد پس او خليفه بعد از من بر امتم مىباشد . اين روايت را صفورى در « نزهة المجالس » جلد 2 صفحهء 173 به نقل از « روض الافكار » آورده « و جردانى » در « مصباح الظلام » جلد 2 صفحهء 26 آن را حكايت كرده است . اين روايت از ساخته‌هاى متأخرين است كه در هيك اصل و سندى ديده نشده و هر قسمتى از جمله‌هاى آن را روايات صحيحى كه در كتب و مسانيد آمده تكذيب مىكند . 45 - از ابراهيم بن عبد الرحمن بن عوف نقل شده كه گفته است : عبد الرحمن با عمر بن خطاب بود كه محمد بن مسلمة شمشير زبير را شكست آنگاه ابو بكر به پا خواست و براى مردم خطبه خواند تا آنكه گفت : على رضى اللَّه عنه و زبير گفتند : ما غضب نكرديم مگر براى آنكه در امر مشورت كنار گذارده شديم و گرنه ما ابو بكر را سزاوارترين فرد به خلافت بعد از رسول خدا مىدانيم ، زيرا او همراه رسول خدا در غار بود و ما به شرافت و بزرگواريش آگاهيم و رسول خدا به او امر فرمود كه با مردم نماز بخواند در صورتى كه او زنده بود . اين مطلب را حاكم در مستدرك جلد 3 صفحهء 66 با سند خود آورده است .