است كه ابو بكر و عمر اين نص دروغ را فراموش كردند و در روز سقيفه اين وزارت منصوصه را انكار نمودند !
37 - بطور مرفوع از رسول خدا آمده كه به ابو بكر و عمر فرمود : بعد از من كسى بر شما امير نخواهد شد . صفورى آن را در « نزهة المجالس » جلد 2 صفحهء 192 به طور ارسال ذكر كرده و گفته است : اين روايت صريح در خلافت آنها بعد از رسول خدا است .
و شبلنجى در « نور الابصار » صفحهء 55 از بسطام بن مسلم از رسول خدا آن را نقل كرده است در صورتى كه پيش ابو بكر و عمر هيچ گونه آگاهى از اين دروغ نبوده و اگر بوده آشكار مىشده و يا از آنها انكار استخلاف از رسول خدا آشكار نمىشده است .
38 - از انس از على بن ابيطالب ( ع ) آمده كه گفته است : رسول خدا به من فرمود : خداوند به من امر فرمود كه ابو بكر را پدر و عمر را مشير و عثمان را آقا و ترا اى على داماد خود قرار دهم خداوند براى شما چهار نفر در « ام الكتاب » اخذ ميثاق فرموده و دوست ندارد شما را مگر مؤمن پرهيزگار و دشمن ندارد شما را مگر منافق بدكار ، شما جانشينان نبوتم و پيمانهاى ذمهام و حجتم بر امتم مىباشيد .
ابن عساكر در تاريخش جلد 4 صفحهء 286 و جلد 7 صفحهء 286 و خطيب بغدادى در تاريخش جلد 9 صفحهء 345 آن را با سند خود آوردهاند و خطيب گفته است : اين حديث جدا نادرست است فكر نمىكنم جز ضرار بن سهل و غباغبى ، كس ديگر آن را روايت كرده باشد در صورتى كه هر دو نفر آنها مجهولند .
و ذهبى ، در ميزان الاعتدال جلد 1 صفحهء 472 آن را ذكر كرده ، سپس گفته است : اين خبر باطل است و معلوم نيست كه اين حيوانك ( ضرار بن سهل ) كيست ؟ !
و ابن بدران ، در تاريخ ابن عساكر جلد 7 صفحهء 286 گفته است : متن اين حديث گواه بر نادرستى آن است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 239
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٣٩