بدانيم ، و اگر در غير ما است پس در حق ما وصيت و سفارش كند ! و على در جواب او مىگويد : به خدا قسم اگر از رسول خدا بپرسم ( و او هم خلافت را در ما قرار دهد ) از حقمان ممنوع خواهيم شد ، و مردم حقمان را به ما نخواهند داد ، به خدا قسم هرگز آن را از رسول خدا نمىپرسم . و رسول خدا در همانروز رحلت فرمود ( 1 ) .
و در تعبير ديگر چنين آمده : « بيا با ما برويم پيش رسول خدا و از او بپرسيم : چه كسى را جانشين قرار خواهد داد ؟ و اگر از ما كسى را جانشين قرار مىدهد كه هيچ ، و گرنه دربارهء ما سفارش كند تا بعد از او محفوظ بمانيم . . . »
و چه چيز عباس را وادار كرده بود كه بعد از وفات رسول خدا به على بگويد :
دستت را بده تا با تو بيعت كنم تا گفته شود : عموى پيغمبر با پسر عمويش بيعت كرده و اهل بيتت نيز با تو بيعت كنند ، و بدانند كه خلافت و تعيين جانشينى اگر بوده اقاله نشده و به ديگرى سپرده نشده است ، على در جواب مىگويد : و چه كسى غير از ما آن را طلب خواهد كرد ؟ ! ( 2 ) و در طبقات ابن سعد چنين آمده :
على فرمود : اى عمو ! آيا اين امر جز با شما خواهد بود ؟ و آيا كسى در اين باره با شما نزاع خواهد كرد ؟ !
و چرا با ابو بكر ملاقات كرد و از او پرسيد : آيا رسول خدا به شما در بارهء چيزى سفارش فرمود ؟ و او در جواب گفت : خير ، يا با عمر ملاقات نمود و مانند آنچه كه از ابو بكر پرسيده بود ، سؤال كرد و جواب منفى شنيد ، و پس از آنكه از آن دو نفر اعتراف بعدم استخلاف گرفت ، به على گفت : دستت را بده تا با تو بيعت كنم و اهل بيتت نيز با تو بيعت نمايند ( 3 ) .
هامش
( 1 ) طبقات ابن سعد صفحه 766 - تاريخ طبرى جلد 3 صفحه 194 - سيرهء ابن هشام جلد 4 صفحه 333 - الامامة و السياسة جلد 1 صفحه 5 - سنن بيهقى جلد 8 صفحه 149 به نقل از صحيح بخارى - تاريخ ابن كثير جلد 5 صفحه 251 .
( 2 ) الامامة و السياسة جلد 1 صفحه 5 .
( 3 ) الامامة و السياسة جلد 1 صفحه 6 .