مىشود ، و تو اى عثمان كه مردم از تو مىخواهند لباسى كه خدا به تو پوشانده است خلع كنى ، ولى قسم به آنكه جانم در دست اوست اگر از آن صرفنظر كنى داخل بهشت نمىشود تا آنكه شتر در سوراخ سوزن وارد شود ! !
بيهقى آن را با سندش چنان كه در تاريخ ابن كثير جلد 6 صفحهء 206 آمده آورده است .
و در آن عبد اللَّه بن صالح كذاب و ربيعة بن سيف كه بخارى درباره اش گفته : « پيش او احاديث نادرست وجود دارد » قرار دارند . و ذهبى در ميزان - الاعتدال جلد 2 صفحهء 48 آن را از طريق يحيى بن معين آورده و گفته است : من از يحيى با آنهمه جلالت قدر و نقاديش تعجب مىكنم كه چگونه مانند اين گونه دروغها و مطالب نادرست را روايت مىكند و از عيوبش سكوت مىنمايد ؟ ! در صورتى كه ربيعه صاحب مطالب نادرست و عجائب است .
17 - از ابن عباس در تفسير قول خداوند : « هنگامى كه پيامبر با بعضى از همسرانش مطلبى را پنهانى در ميان گذاشت » آمده است كه به « حفصه » خبر داد كه : « ابو بكر و عمر زمامداران بعد از او هستند ، اين جريان را حفصه به عايشه اطلاع داد . بلاذرى اين مطلب را در تاريخش آورده است .
و در « نزهة المجالس » جلد 2 صفحهء 192 آمده كه ابن عباس رضى اللَّه عنهما گفت : « به خدا قسم كه زمامدارى ابو بكر و عمر در كتاب خدا است آنجا كه فرمود : « هنگامى كه پيامبر با بعضى از همسرانش مطلبى را پنهانى در ميان گذاشت » كه رسول خدا به حفصة فرمود : « پدرت و پدر عايشه زمامداران بعد از من هستند ، مبادا اين مطلب را به كسى بگوئى » و ذهبى از عايشه ذيل همين آيه آورده است كه رسول خدا پنهانى به او فرمود : « ابو بكر خليفهء من بعد از من است » ذهبى در « ميزان الاعتدال » جلد 51 صفحهء 294 آن را از اباطيل خالد بن اسماعيل مخزومى كذاب شمرده است .
18 - از ابن عباس آمده است : وقتى كه سورهء * ( « إِذا جاءَ نَصْرُ الله وَالْفَتْحُ » ) * نازل
الغدير ( فارسي ) — صفحة 220
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٢٠