جلد 6 صفحهء 160 از انس آمده است : ابو بكر وزير من است كه قائم مقام من خواهد بود ، و عمر با زبانم سخن مىگويد ، و من از عثمان و عثمان از من است .
اين حديث از ساختههاى كادح بن رحمت كذاب است كه ابن سمان در « الموافقه » چنان كه در « الرياض النضره » جلد 1 صفحهء 28 آمده آن را آورده است .
و ذهبى در ميزانش از طريق كادح آن را آورده و گفته است كه ابن عدى گفته است :
تمام احاديثش غير محفوظ است و نبايد از اسناد و متنهايش پيروى نمود . و حاكم و ابو نعيم گفتهاند : او از مسعر و ثورى احاديث ساختگى روايت كرده است ( 1 ) .
12 - ابن عساكر از عبد الرحمن بن ابى بكر از رسول خدا آورده است كه فرمود : « برايم دواتى بياوريد تا براى شما كتابى بنويسم كه بعد از آن هرگز گمراه نشويد » پس فرمود : « خدا و مؤمنان اباء دارند مگر ابو بكر را » ( 2 )
13 - از عايشه آمده كه رسول خدا در آن مرضى كه در آن فوت كرد به من فرمود : پدر و برادرت را پيشم حاضر كن تا كتابى بنويسم ، زيرا مىترسم آرزو كننده اى آرزو كند و گوينده اى بگويد : من برترم در صورتى كه خدا و مؤمنان اباء دارند مگر ابو بكر را .
مسلم و احمد و ديگران ، از طرقى از عايشه آن را آوردهاند و در بعضى از آنها چنين آمده است كه : رسول خدا در آن مرضى كه در آن فوت كرد به من فرمود :
عبد الرحمن بن ابى بكر را پيشم حاضر كن تا براى ابى بكر كتابى بنويسم كه هيچ كس با او اختلاف نكند ، آنگاه فرمود : پناه بر خدا اگر مؤمنان دربارهء ابو بكر اختلاف نمايند .
و در عبارتى از عبد اللَّه بن احمد چنين آمده است : خدا و مؤمنان اباء دارند كه دربارهء تو اى ابو بكر اختلاف شود ( 3 ) .
14 - از عايشه به طور مرفوع آمده است كه : تصميم گرفتم كسى را پيش
هامش
( 1 ) لسان الميزان جلد 4 صفحهء 481 .
( 2 ) كنز العمال جلد 6 صفحه 139 .
( 3 ) صواعق ابن حجر صفحهء 13 - شرح مشارق الانوار جلد 2 صفحه 258 .