تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
سوار اين اسب خواهد شد كه خليفهء بعد از من است ، آنگاه ابو بكر صديق سوار آن گرديد . امينى مىگويد : گويا كه اسب خلافت ، خطيب را ترسانده است ( غافل از اينكه چنين اسبى هنوز خلق نشده است ) از اين رو از معايب آشكار سند اين روايت كه بر مثل خطيب كه قهرمان جرح و تعديل احاديث است پوشيده نيست سكوت كرده است و اينك مقدارى از معايبى كه در رجال اين حديث وجود دارد ذيلا تذكر داده مىشود : 1 - ابراهيم بن هانى كه ابن عدى گفته است : او مجهول و گمنام است و مطالب نادرست را روايت مىكند . 2 - هارون مستملى كه ابو نعمى به او گفته است : اى هارون ! براى خودت شغلى غير از حديث جستجو كن ، زيرا كه گويا تو به خاطر حديث در مزبله قرار گرفتى . 3 - يعلى بن اشدق ، چنان كه در سلسلهء دروغگويان گذشت يكى از دروغگويان است . 4 - عبد اللَّه بن جراد ، عموى يعلى كه ذهبى در ميزانش گفته است : گمنام است و خبرش صحيح نيست و ابن حجر در « الاصابه » جلد 2 صفحهء 288 گفته است : يعلى ابن اشدق يكى از ضعفاء است و عبد اللَّه بن جراد سست است و نسيان در حديث دارد و حديثش ثابت نشده است . و سيوطى اين روايت را در زمرهء احاديث موضوعه آورده ( 1 ) و اضافه كرده است كه : ساخته شده است و ابن جراد كسى نيست . آنگاه گفتار حفاظ را درباره تضعيف ابن جراد و جعل و تقلب كردنش نقل كرده است . 11 - از جابر به طور مرفوع آمده است كه رسول خدا فرموده است : ابو بكر وزيرم و قائم در امتم بعد از من است . و عمر دوست من است كه با زبانم سخن مى - گويد و عثمان از من است و على برادرم و صاحب لواء من است . و در كنز العمال
هامش
( 1 ) اللئالى المصنوعة جلد 1 صفحهء 156 .