صحيح را از بعضى از كتب گرفته و بر اساس آن اين مصيبتها را ساخته است . و از خدا سلامت در دين و دنيا را خواهانيم .
24 - از عبد الله بن عمر ، بطور مرفوع آمده است : خداوند به من امر كرده است كه چهار نفر را دوست داشته باشم : ابو بكر ، عمر ، عثمان و على را ، كه ذهبى آن را از مصيبتهاى سليمان بن عيسى سجزى كذاب و حديث ساز شمرده است ( 1 ) .
25 - از ابى هريره آمده است : براى هر پيامبرى از امتش دوستى است و دوستم عثمان است . اين حديث از ساختههاى اسحاق بن نجيح ملطى ، است كه ذهبى در ميزان الاعتدال گفته است اين حديث باطل است .
و دليل بطلان آن ، فرمودهء آن حضرت است : اگر از اين امت كسى را به عنوان دوست انتخاب مىكردم هر آينه ابو بكر را براى اين امر اتخاذ مىنمودم .
امينى مىگويد : اين حديثى را كه ذهبى دليل بطلان آن روايت قرار داده نيز ساختگى است كه در برابر حديث برادرى ، چنان كه در شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد جلد 3 صفحهء 17 آمده آن را ساختهاند .
26 - خطيب در تاريخش جلد 13 صفحهء 452 آورده است : هنگامى كه رشيد وارد مدينه شد ، بزرگ مىشمرد كه با قباى سياه و كمربند روى منبر رسول خدا برود ، ابو البخترى گفت : جعفر بن محمد صادق از پدرش به من حديث كرد كه : جبرئيل بر رسول خدا نازل شد در حالى كه قبائى پوشيده و كمربندى كه در آن خنجرى قرار داشت بسته بود ! .
اين حديث از ساختههاى وهب بن وهب ابو البخترى قرشى است كه معافى تميمى درباره اش گفته است : « واى بر ابو البخترى ، هنگامى كه مردم در محشر به پا خاستند به خاطر دروغى كه علنى بر جعفر بسته است ، به خدا قسم حتى يك ساعت او براى كسب فقه نه در سفر و نه در حضر با او ننشسته است . و هرگز مردم در زمانش او را
هامش
( 1 ) لسان الميزان جلد 2 صفحهء 99 .