تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
آل اللَّه را مورد شكنجهء غير انسانى قرار مىداده است و ما بعدا به خوبى ماهيت پليد او را چنان كه هست معرفى خواهيم كرد . آنگاه از راويان ، احاديثى كه او را در امانت ، سومى پيغمبر و جبرئيل و يا هفتمى او و يا از امناء پنجگانهء ياد شدهء در روايت 21 قرار داده‌اند مىپرسيم كه آيا منظور از آن امانت ، امين بودن او نسبت به قرآن است كه با آن مخالفت كرده و يا سنت است كه به آن عمل نكرده و يا نسبت به خونهاى مردم بوده كه آن را ريخته ، و يا خاندان پيغمبر اكرم بوده كه پايمالشان كرده ، و يا نسبت به امنيت اجتماعى بوده كه آن را از بين برده و يا نسبت به راستى بوده كه با آن ميانه اى نداشته ، و يا نسبت به دروغ بوده كه ترغيب به آن مىكرده ، و يا امين نسبت به مؤمنان بوده كه رگها و ريشه‌هاى آنان را قطع مىكرده و يا نسبت به اسلام بوده كه آن را ضايع كرده ، و يا نسبت به احكام بوده كه آنها را عوض كرده ، و يا نسبت به منبرها بوده كه آنها را با لعن اولياء مقرب خدا آلوده كرده است . و يا و يا و يا ؟ ! آيا با اين همه از جنايات چنان كه كاسه ليسان دربار بنى اميه ، ساخته‌اند نزديك بود معاويه به مقام پيغمبرى نائل گردد ؟ آفرين بر آن پيامبرى كه اين مرد كثيف و جانى مىخواهد بار مسئوليتش را بدوش كشد و جانشين او باشد ! !
قد خم ريش سفيد اشك دمادم يحيى تو به اين حالت اگر عشق نبازى چه شود ؟ !
و چقدر فرق است ميان اين روايت و انكار علماء ، نسبت به گفتهء ابن حبان « نبوت همان علم و عمل است » كه او را به زندقه و هذيان نسبت داده ، و در اين باره شكايتى به خليفه نوشته ، او هم دستور قتلش را صادر نموده است ( 1 ) ؟ ! و اين كار تنها به اين جهت بوده كه آنان نبوت را موهبتى از ناحيهء خدا مىدانستند كه او هر كس از بندگانش را كه بخواهد بر مىگزيند و رسالت را هر جا كه بخواهد قرار مىدهد و بشر معمولى در رسيدن به آن راهى ندارد اگر چه از لحاظ علم و عمل به هر رتبه عاليه اى رسيده باشد ( پس چگونه ممكن است خداوند ، او را بخاطر
هامش
( 1 ) تذكرة الحفاظ جلد 3 صفحهء 137 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 170 | جمعي از مترجمين / زين العابدين قرباني / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)