تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
اى آقايانم ! كمك كنيد و به دوستى كه پيشتان آمده ، در حالى كه گريه هايش را در محبت شما مقيد كرده است . يارى كنيد مقصرى را كه غير از شما يارى ندارد . پس علاقه‌ام را منحصر به شما نمودم ، و با اين حال بعيد است كه دست رد به سينه‌ام بزنيد . اى خدايم ! برايم غير از محبت اهل بيت پيامبر اكرم ، سرمايه اى نيست . من بندهء مقصرى هستم كه اميد به عملى جز محبت اهل بيت محمد ( ص ) ندارم . و دربارهء مشهد امام حسين عليه السلام نيز گفته است : اى نديم ! برخيز ، و از صهبا ، برايم بياور و بنوشانم ، اما در روضهء مباركهء آباد و پر جمعيت آنجا كه مجراى خليج و آبش همانند مار سياه و سپيد دو گونه است . اى نديم ، تنها آن را به من بده و رهايم كن بگذار روى زمين به هوايش افتاده و كشتهء آب باشم آن را مخلوط با تهنيتها بگردان نه ممزوج با آب آسمان . اى نديم آن را بياور ، ولى مخلوط با چيزى نباشد كه خلط دوا ، عين مرض است . هرگاه خواستى ملاقاتم كنى زير درختهاى « اثيلات » ملاقاتم كن كه در روى تپه اى از جزيره در لباسهاى سبز دلربائى مىكنند . باغستانى كه نسيم روحبخش سحر آن را بياراست و به آن رونق بخشيد . و نسيم لطيف با شاخه‌هاى درختانش بازى همى كرد و از سوئى به سوى ديگر همى جنبانيد . اى صداى خليج ! جانم فدايت ، پس كى در حمايتت آرزوهايم برآورده خواهد شد ؟