مستجمعا ضاحكا حتى توفى « در خواب ديدم كه فرزندان حكم بن ابى العاص بر منبرم مىجهيدند ، همانگونه كه ميمونها جست و خيز مىكنند » راوى مىگويد : بعد از اين ديده نشد كه رسول خدا در مجمعى بخندد تا آنكه وفات فرمود .
و نيز از آن حضرت بطور صحيح آمده است : هنگامى كه حكم بن ابى العاص از او اذن خواست فرمود : عليه لعنة اللَّه و على من يخرج من صلبه الا المؤمن منهم و قليل ما هم يشرفون فى الدنيا و يضعون فى الاخرة ذوو مكر و خديعة يعطون فى الدنيا و ما لهم فى الاخرة من خلاق : « لعنت خدا بر او و هر كه از صلبش خارج مىشود ، مگر آنها كه مؤمنند كه آنها بسيار كمند ، آنان در دنيا شريف ، ولى در آخرت ذليل و خوارند ، صاحبان مكر و خدعهاند ، از دنيا بهرهء كافى دارند ، ولى از آخرت بىبهرهاند » .
و نيز از آن حضرت بطور صحيح نقل شده : هنگامى كه مروان بن حكم بر او وارد شد ، فرمود : الوزغ ابن الوزغ ، الملعون ابن الملعون : « او ترسو ، پسر ترسو ، ملعون پسر ملعون است »
و از عايشه به طور صحيح آمده است كه رسول خدا فرمود : لعن اللَّه ابا مروان و مروان فى صلبه فمروان فضض من لعنة اللَّه عز و جل : « خدا لعنت كند پدر مروان را كه مروان در صلب اوست ، پس مروان قطعه اى از لعنت خداست » .
و نيز از عبد اللَّه بن زبير ، به طريق صحيح آمده است : « رسول خدا حكم و فرزندش را لعنت كرده است » ( 1 )
با توجه به بيانات فوق بر مروان لازم است كه به امت اسلامى نشان دهد كه طرفدار جدى توحيد است ، اما به مقتضاى دشمنى و عنادش با رسول خدا ، او را در نظر افكار عمومى ذليل و كوچك نمايد .
هامش
( 1 ) اين احاديث را جمعى از محدثان در كتبشان با طرق و اسنادشان آوردهاند كه حاكم ، آنها را صحيح شمرده و در مستدرك جلد 4 صفحهء 479 - 482 آنها را گرد آورده است .