تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
7 - شيخ داود الخالدى ، متوفى در سال 1299 ه در صلح الاخوان صفحهء 540 . 8 - شيخ حسن حمزاوى مالكى ، متوفى در سال 1303 ه در مشارق الانوار صفحهء 57 . 4 - از داود بن أبى صالح آمده است كه : روزى مروان ، كنار قبر رسول خدا آمد ديد مردى صورتش ( جبهه اش ) را روى قبر گذاشته است ، مروان گردنش را گرفت و گفت : آيا مىدانى كه چه مىكنى ؟ سر برداشت معلوم شد كه او ابو ايوب انصارى است و گفت : آرى من پيش سنگ نيامده‌ام ، پيش رسول خدا آمده‌ام ، از رسول خدا شنيدم كه مىگفت : بر دين گريه نكنيد آنگاه كه اهلش رهبرى آن را دارد ، آنگاه گريه كنيد كه نااهل بر آن ولى باشد . حاكم در مستدرك جلد 4 صفحهء 515 آن را نقل كرده او و ذهبى در تلخيصش آن را صحيح دانسته‌اند ، و ابو الحسين يحيى بن حسن حسينى در « اخبار المدينة » به اسناد ديگر از « مطلب بن عبد اللَّه بن حنطب » چنان كه در شفاء السقام سبكى صفحهء 113 آمده آن را روايت كرده است . سبكى بعد از نقل اين داستان گفته است : كسى كه اين اسناد را صحيح بداند ، مس كردن جدار قبر را مكروه نخواهد دانست و منظور ما از ذكر آن ، عيب گرفتن و مذمت از قطع به كراهت آن است . و سيد نور الدين سمهودى در « وفاء الوفاء » جلد 2 صفحهء 410 - 443 آن را از امام حنبليها نقل كرده و گفته است : آن را با خط حافظ ابى الفتح مراغى مدنى ديدم و حافظ هيثمى در مجمع الزوائد جلد 4 صفحهء 2 نيز از احمد آن را نقل كرده است . امينى مىگويد : اين حديث ، اين آگاهى را به ما مىدهد كه : منع از توسل به قبور طاهره از بدعتهاى امويان و گمراهىهاى آنان از زمان صحابه است و هيچگاه گوش