او رفتم و به او سلام گفتم ، او گفت : مرحبا به برادرم مرحبا به برادرم ، آيا به تو خبر ندهم چيزى را كه ديشب در خواب ديدم ؟ گفتم : چرا . گفت : رسول خدا را در اين دريچهء بالا مشاهده كردم ، فرمود : محاصره ات كردند ؟ گفتم : آرى .
فرمود : تشنه ات نگهداشتهاند ؟ گفتم : آرى ، آنگاه دلوى از آب از بالا برايم فرستاد و از آن نوشيدم و سيراب شدم و هنوز هم برودت آن را بين سينه و كتفم احساس مىكنم . آنگاه فرمود : اگر خواستى پيش ما افطار كن و اگر مىخواهى بر آنان پيروزت سازم ، من افطار پيش او را اختيار كردم ( 1 ) .
و باز از او نقل شده كه گفته است : من رسول خدا و ابو بكر و عمر را ديشب در خواب ديدم به من گفتند : شكيبا باش كه فردا شب پيش ما افطار خواهى كرد .
و كثير بن صلت از عثمان نقل كرده كه گفته است : من رسول خدا را در خواب ديدم به من فرمود : تو در همين جمعه پيش ما خواهى بود ( 2 ) .
ابن عمر مىگويد : عثمان صبح كرد در حالى كه براى مردم چنين حديث مىگفت : رسول خدا را در خواب ديدم به من فرمود : اى عثمان ! فردا پيش ما افطار خواهى كرد ، او فردا در حالى كه صائم بود كشته شد .
محب الدين طبرى ، در جلد دوم « الرياض » صفحهء 127 بعد از نقل روايت ياد شده چنين مىگويد : اختلاف اين روايت به اين جهت است كه عثمان مكرر خواب ديده بوده گاهى در شب و گاهى در روز رسول خدا را در خواب ديده بوده است .
حاكم در « مستدرك » جلد 3 صفحهء 203 با سندى كه صحيحش مىداند آورده است كه : عبد اللَّه بن عمرو انصارى كه از ياران رسول خدا بوده ، به پسرش جابر خبر مىدهد كه در احد كشته خواهد شد و او نخستين شهيد از ياران رسول خدا است ، و چنان كه گفته بود ، واقع شد .
هامش
( 1 ) الرياض النضرة جلد 2 صفحهء 127 - الاتحاف تأليف شبراوى صفحهء 92
( 2 ) مستدرك الصحيحين جلد 3 صفحهء 99