تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
و چرت نمىزند ( 1 ) با اين حال در اين صفت با خدا چنان كه خود را ستوده * ( لا تَأْخُذُه سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ ) * ( 2 ) شريك نخواهد بود . و اگر خدا به كسى چنان قدرتى عنايت كند كه بتواند زمين مرده را زنده كند ، چنين كسى شريك خدا نخواهد بود باز اوست كه زمين مرده را زنده مىكند .

گفتارى با قصيمى

اينك بيائيد از قصيمى سؤال كنيم كه : گفتار شيعه در مورد اينكه : « امامان هر گاه بخواهند چيزى را بدانند ، خداوند همان را به آنان تعليم مىدهد » چه ارتباطى با شرك دارد كه او نتيجه مىگيرد : اين گفتهء شيعه ملازم است با اينكه امامان با خدا در علم غيب شريك خواهند بود ؟ ! آخر بعد از فرض اينكه : دانش آنان با اخبار از ناحيهء خدا و اعلام او خواهد بود ، چگونه مىتوان علم آنان را با خدا يكسان دانست ؟ ! اين نادان گمان كرده است اعتقاد به اينكه : امامان نسبت « بما كان و ما يكون » عالمند و چيزى بر آنان مخفى و پوشيده نيست ، مستلزم شرك به خدا در صفت علم غيب ، و تحديد دانش او و محدود كردن صفات او است ، و كسى كه او را محدود كند او را شمرده است و خدا منزه از آن است ! ! در صورتى كه حقيقت نصوص كتاب و سنت در مورد اينكه جز خدا كسى علم غيب نمىداند بر او مخفى مانده است : * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي الله بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطانٍ مَرِيدٍ ) * : « برخى از مردم دربارهء خدا بدون علم مجادله مىكنند و از شيطان نافرمان پيروى مىنمايند » ( 3 ) . و ما از او سؤال مىكنيم : چگونه اين شركى كه در او در مورد علم غيب امامان شيعه پنداشته بر پيشوايان اهل سنت در مورد روايت زير پنهان مانده است ؟ !
هامش
( 1 ) به خطبهء نخست نهج البلاغه مراجعه شود . ( 2 ) سورهء بقره آيهء 255 ( 3 ) سورهء حج آيهء 3
الغدير ( فارسي ) — صفحة 117 | جمعي از مترجمين / زين العابدين قرباني / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)