* ( عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ ) * : « او خداى داناى غيب و شهادت است او رحمان و رحيم است » ( 1 ) .
* ( ذلِكَ عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ) * : « اين است آن خدايى كه داناى آشكار و نهان ، عزيز و رحيم است » ( 2 ) .
* ( عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) * : « خداى داناى آشكار و نهان ، عزيز و حكيم است » ( 3 ) .
و از نوح پيامبر نقل مىكند : * ( لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ الله وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ ) * : « به شما نمىگويم كه خزينههاى خدا پيش من است و نه از غيب آگاهم و نمىگويم كه من فرشته هستم . » ( 4 )
و از قول پيامبرش نقل مىكند : * ( لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ ) * : « و اگر علم غيب داشتم بر نفع و خيرم مىافزودم » ( 5 ) .
و با اين تفصيلى كه دربارهء علم بيان كرديم دانسته مىشود كه تعارضى ميان ادلهء كتاب و سنت در اين مسأله از لحاظ نفى و اثبات وجود ندارد ، بلكه هر كدام از ادلهء نفى و اثبات به ناحيهء خاصى توجه دارد .
آنچه را كه در مورد علم غيب در بعضى از ادله نفى شده غير آن است كه در بعضى ديگر اثبات شده است ، و بر عكس . در بعضى از نصوص واردهء از طريق اهل بيت اشاره به اين دو جهت شده است مانند بيان حضرت موسى بن جعفر عليه السلام در جواب يحيى بن عبد اللَّه بن حسن كه عرض كرد : قربانت گردم مردم خيال مىكنند كه شما علم غيب داريد ؟ ! امام در جوابش فرمود : « سبحان اللَّه دستت را روى سرم بگذار به خدا قسم تمام موهاى سر و بدنم راست شده است آنگاه فرمود :
هامش
( 1 ) سورهء حشر آيهء 22
( 2 ) سورهء سجده آيهء 6
( 3 ) سورهء تغابن آيهء 18
( 4 ) سورهء انعام 50 ، هود 31
( 5 ) سورهء اعراف آيهء 188