تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
و چرا از غيب نباشد آنچه را كه آدم به فرشتگان در مورد حقائق آفرينش به فرمان خدا خبر داد ؟ ! ( 1 ) و چرا از غيب نباشد اين بشارات فراوان كه از تورات و انجيل و زبور و كتابهاى گذشتگان دربارهء پيامبر اسلام و شمائل و تاريخ زندگانى و امتش آمده است ؟ ! چرا از غيب نباشد اين همه خبرهاى صحيحى كه از كاهنان و رهبانان و قسيسان دربارهء پيامبر اسلام پيش از ولادتش روايت شده است ؟ ! در اين جا هيچ مانعى وجود ندارد كه خداوند به برخى از بندگانش مقدارى از علم غيب : علم ما كان و ما يكون ، علم آسمانها و زمين ، علم اولين و آخرين و علم فرشتگان و رسولان ، تعليم دهد ، چنان كه هيچ مانعى در اينكه خداوند كسى را مقدارى از علم ظاهريش عطا كند تا ابراهيم وار ملكوت آسمانها و زمين را ببيند وجود ندارد . در اين گونه موارد ، هيچ گاه تصور اينكه بنده با خدا شريك در علم غيب و يا علم ظاهرى است و لو آنكه در هر مرحله اى از آن قرار داشته باشد ، نمىرود ميان آنها فرق بسيار زيادى است ، زيرا قيود امكانى بشرى در علم او همواره ملحوظ است ، خواه متعلق علمش غيب يا آشكار باشد و نمىشود او را از اين قيدها جدا نمود . اما علم الهى به غيب يا آشكار با قيود يكتائى مخصوص به ذات واجب احد اقدس همراه است . و همچنين است علم فرشتگان نسبت به خدا ، يعنى : هر گاه خدا مثلا به اسرافيل اذن بدهد كه از طريق مطالعه در لوح محفوظ كه در آن بنيان همه چيز هست به اسرار آفرينش آگاهى حاصل كند به هيچ وجه با خدا شريك در علم غيب نخواهد بود و از اين راه شرك لازم نخواهد آمد .
هامش
( 1 ) بقره آيهء 33 .