تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
عاديت فيك الناس لم أحفل بهم حتّى رمونى عن يد الَّا الأقلّ
- در راهت با ديگران دشمنى گرفتم ، و نه ارجشان نهادم ، تا آنجا كه جز معدودى - همگان مرا چون كف خاك از دست فشاندند . - خلوت گزيده به غيبت نشستند ، گوشت و استخوانم به نيش كشيدند ، و من سرگرم ثنا و ستايشتان به آنان نپرداختم . - رضايت با خشم جهانيان سنجيدم ، و رضايت برگزيدم .
و لو يشقّ البحر ثمّ يلتقى فلقاه فوقى فى هواك لم أبل
- اگر دريا چون دو پارهء كوه بشكافد و مرا در كام كشيده سر بهم آرد ، پروايم نباشد . - مهر و پيوندم سابقهء ديرين دارد ، چونانكه سلمان محمدى را مجد و عظمت از شما بيادگار باشد .
ضاربة فى حبّكم عروقه ضرب فحول الشّول فى النّوق البزل
- نبضهايم از شور و اشتياق چنان در تب و تاب است كه شتر مست به هنگام لقاح . - پيوند من به حبل ولايت شما استوار است : با مهرى ديرين و آئينى نوين . - بدين پيوند بر پدرانم كه شاهان بودند برترى جستم ، برترى اسلام بر ساير ملل .
لذاكم أرسلها نوافذا لامّ من لا يتّقيهنّ الهبل
- از اين رو چكامه‌ام را بسان تير دلدوز ، سوى مادرانى پران سازم كه از مرگ و ماتم فرزندان پروا ندارند . - ناوك آبدار از شست من رها شود ، و دشمنانت از بيم جان كنارى گيرند .
صوائبا امّا رميت عنكم و ربّما أخطأ رام من ثعل
- پيكان تيرم به هدف نشيند ، اگر از جانب شما رها سازم . چه بسا كه تير انداز پارتى هم خطا كند .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 60 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى