- اما شواهد ماجرا حاكى است كه عزلت او از نااميدى و سستى بود .
* و منهم من تاب عند موته
و ليس عند الموت للمرء عمل
- و گفت : « آن دگر ( طلحه ) در كشاكش مرگ توبه كرد » اما از توبهء هنگام مرگ چه سود ( 1 ) ؟
اما صاحب هودج ( عايشه ) اگر از خلافكارى دست كشيد ، برغم انف راوى كه گفت و احتجاج نمود .
- چه شد كه در برابر جنازهء حسن بكين برخاست ؟ جز اين بود كه جراحت قلبش را شفا مىخواست .
- اما آن دو پليد دگر ، پسر هند و زادهء او . گر چه بعد از على كارشان بالا كشيد .
- آنچند كه كينه و شر آوردند ، جاى شگفت نبود ، چون به راه دگران رفتند .
- اى سرور من ! اگر به كمالت حسد بردند ، از ضعف و ناتوانى در مشكلات بود .
- همريشهء رسول توئى . جانشين او توئى . وارث دانش توئى . و هم رفيق با اخلاص .
- خورندهء مرغ بريان . كشندهء اژدهاى دمان . هم كلام باثعبان .
- خاصف نعل رسول . بخشندهء خاتم در حال ركوع . سقاى لشكريان بر چاه « بدر » .
و فاصل القضيّة العسراء فى
يوم الحنين و هو حكم ما فصل
- اما بازگشت خورشيد ، خود آيتى از عظمت تو است كه خرد را حيران كرد .
- از اين رو حاسدان را نكوهش نكنم كه از خشم جانبت رها كردند ، و نه آنها كه گامشان لغزيد .
- اى ساقى كوثر ! آنكه به ولايت عشق ورزد ، از شراب كوثر محروم مباد .
- و نه شعله آتش گردن او به زير آرد كه در برابر مهرت خاضع است .
هامش
( 1 ) در اصل كتاب بجاى « عند » : « بعد » . ضبط شده بود ، قطعا تصحيف شده ، زيرا ادعاى مخالفين همين است كه طلحه هنگام مرگ توبه كرد . پاسخ اين سخن طبق آيهء كريمهء * ( وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ ( سورهء نساء آيه 18 ) همان گفتهء مهيار ديلمى است كه ترجمه شد ( مترجم ) .