تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
- اما شواهد ماجرا حاكى است كه عزلت او از نااميدى و سستى بود .
* و منهم من تاب عند موته و ليس عند الموت للمرء عمل
- و گفت : « آن دگر ( طلحه ) در كشاكش مرگ توبه كرد » اما از توبهء هنگام مرگ چه سود ( 1 ) ؟ اما صاحب هودج ( عايشه ) اگر از خلافكارى دست كشيد ، برغم انف راوى كه گفت و احتجاج نمود . - چه شد كه در برابر جنازهء حسن بكين برخاست ؟ جز اين بود كه جراحت قلبش را شفا مىخواست . - اما آن دو پليد دگر ، پسر هند و زادهء او . گر چه بعد از على كارشان بالا كشيد . - آنچند كه كينه و شر آوردند ، جاى شگفت نبود ، چون به راه دگران رفتند . - اى سرور من ! اگر به كمالت حسد بردند ، از ضعف و ناتوانى در مشكلات بود . - همريشهء رسول توئى . جانشين او توئى . وارث دانش توئى . و هم رفيق با اخلاص . - خورندهء مرغ بريان . كشندهء اژدهاى دمان . هم كلام باثعبان . - خاصف نعل رسول . بخشندهء خاتم در حال ركوع . سقاى لشكريان بر چاه « بدر » .
و فاصل القضيّة العسراء فى يوم الحنين و هو حكم ما فصل
- اما بازگشت خورشيد ، خود آيتى از عظمت تو است كه خرد را حيران كرد . - از اين رو حاسدان را نكوهش نكنم كه از خشم جانبت رها كردند ، و نه آنها كه گامشان لغزيد . - اى ساقى كوثر ! آنكه به ولايت عشق ورزد ، از شراب كوثر محروم مباد . - و نه شعله آتش گردن او به زير آرد كه در برابر مهرت خاضع است .
هامش
( 1 ) در اصل كتاب بجاى « عند » : « بعد » . ضبط شده بود ، قطعا تصحيف شده ، زيرا ادعاى مخالفين همين است كه طلحه هنگام مرگ توبه كرد . پاسخ اين سخن طبق آيهء كريمهء * ( وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ ( سورهء نساء آيه 18 ) همان گفتهء مهيار ديلمى است كه ترجمه شد ( مترجم ) .