تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
- دست نفاق از آستين ظلم و ستم برآمد ، سرورى از پس سرورى به خاك هلاك افكند .
و ما صرفوا عن مقام الصّلاة و لا عنّفوا فى بنى المسجد
- در صفوف اجتماع بر ايشان تاختند ، و چون در محراب عبادت گوشهء انزوا گرفتند ، پى كار خود رفتند . - پدر اين خاندان على و مادرشان فاطمه معروف همگاناند ، از مفاخر ايشان دم زن يا دم فرو بند . - از پس روز حسين ، آئين حق به بستر بيمارى خفت ، مرگ هم در كمين است . - اگر راه و روش مردم را قياس گيرى ، دورهء جاهليت بخاطر آيد . - خاندان پسر اميه جنايت تازهء مرتكب نشدند ، آئين جاهليت را بقدرت پيشين اعاده كردند . - آنكه را فاطمه خصم خونخواه باشد ، روز قيامت خواهد ديد كه با چه عقوبتى دست به گريبان باشد . - اى سبط پيامبر ! هر آنكه دست به خون تو آلود ، بروز قيامت چه غرامتى خواهد پرداخت . - جانم فدايت باد ، و كيست كه آن را بفدا گيرد . كاش برده را جانفداى سرورش بپذيرند .
و ليت دمى ما سقى الأرض منك يقوت الرّدى و أكون الرّدىّ
كاش هيولاى مرگ از خون من سيراب مىشد ، و خون تو بر زمين نمى - ريخت . - اى خفتهء كربلا ! كاش مىبودم و در برابرت به خاك و خون مىطپيدم . - شود كه روزگار اين دل پردرد را از دست دشمنانت شفا بخشد . - شود كه شوكت حق بر باطل چيره شود ، شود سفله مغلوب آزاده شود . - اين آرزوها همه با دست خدائى برآورده شد ، اما هنوز جگر من تفتيده و داغدار است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 39 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى