- كتاب من چه جنايتى مرتكب گشته كه به زندان ابد محكوم گشته ؟
- آزادش كن كه واپرسم در اين روزگار دراز به چه رنج و دردى مبتلا گشته ؟
* شاعر خوشپرداز ، احمد بن سلمان فجرى به شاعر ما عبد المحسن صورى نوشت :
- اى دوست عزيز ! چرا مانند طاير شكسته بال به زانو در آمده اى ؟
- اگر فكر مىكنى كه تناورى باعث سنگينى گشته و از طى سفر بازت داشته .
- اين دريا را نبينى كه صخرههاى كوه رضوى و بريدههاى كوه ثبير را بر پشت خود بار كرده ؟
- اگر از راه خشكى بار سفر بندى نپندارم كه پشت شتر را بشكنى .
- و اگر دوستانت جور و جفاى ترا بجان مىخرند ، نظير آنان در جاى دگر هم يافت مىشود .
- راه بيفت ، باشد كه با ديدار كريمان دردهاى سينه را شفا بخشى .
- آنها كه بديدارشان مأنوس گشته اى ، تنها خلق جهان نيستند و نه شهرى كه در آن پابند مانده اى ، تنها شهر جهان است .
* عبد المحسن در پاسخ او نوشت :
- خدايت پاداش نيك دهد كه با خيرخواهى پندى آراسته آوردى ، اما چه سود كه روزگارم نمانده .
- اينك سنين عمرم به هفتاد رسيده و براى زندگيم برنامه اى تنظيم كرده كه از سفر راه دور و دراز مانع گشته .
- از آن روز كه مردم اين سامان همت خود را كوتاه كردهاند ، من نيز آرزوهاى خود را كوتاه كردهام ( 1 ) .
* در وصف كودكى كه نامش « مقاتل » بوده و دربارهء او شعر فراوانى سروده چنين گويد :
تعلَّمت و جنته رقية
لعقرب الصّدغ فما تلسع
- رخسارش افسونى آموخته كه از نيش عقرب زلفانش در امان است .
هامش
( 1 ) رك ، ديوان صورى . يتيمة الدهر ثعالبى 1 / 269