تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
نوشت : - شكوهء خود نزد خداى برم كه چه‌ها ديدم ، هوا خواه قومى گشتم كه از دست آنها بلا بينم . - سوگند خوردم . . . - كه نيكان را علاينه دشنام گويم ، تا عمر دارم راه شيعيان نگيرم . - با كف دستم پشت موزه را مسح كنم گر چه بر مردار سگ پا نهاده باشم . 3 - ابو الحسن جزار مصرى ( شرح حال او خواهد آمد ) به شريف شهاب الدين كه در وعدهء خود تأخير كرده بود ، در شب عاشورائى چنين نوشت : - شهاب الدين ، صاحب فضل و كرم را بر گو ، آن سرور سروران ، زادهء سروران : - بخداى فرد صمد سوگند كه اگر هم اينك عطاى موعود را نرساند . - فردا با دست پرخضاب و چشمى از سرمه سياه بمباركبادش درآيم . - گناه اين جرم بر گردن شريف است كه از جفايش كارم بجنون پيوست . - ناصبى گشتم ، شوكت خود شكستم ، در ماه عزا از دشمنى با خصم دست شستم . 4 - قاضى جمال الدين ، على بن محمد عنسى ، به خدمت شريف دورانش نوشت : بالبيت اقسم أو بأهل البيت سادات البشر - بخانهء حق سوگند خورم يا بخاندان حق ، سروران بشر . - و بحشمت آن سرور كه بزرگان مضر به وجودش مفتخر . - كه اگر قلاده‌هاى درم باز ندهد مطهر . - بو حنيفه را قلادهء طاعت بر گردن نهم : مفتى اعظم تابنده اختر . - بفرمان او گوش سپارم گر چه گويد حلال است شراب احمر . - راه مهر پويم با آنان كه سر دشمنى دارند با مطهر . - يعنى زادگان « خاقان » سروران خجسته منظر . - جامهء مديح و ثنا بر اندامشان دوزم ، حله ستايش كنم در بر .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 154 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى