تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
شما آرام گرفته در گرداب بلا فرو نرويد . در وادى انتقام راه پست و بالا نگيريد ؟
لقد كان يوم الحسين المنى فتفدى نفوس و تشفى صدور فهذا لكم عاد يوم الحسين فماذا القصور ؟ و ماذا الفتور ؟
شما كه روز حسين را آرزو مىكرديد ، تا جانها فدا سازيد و دلها شفا بخشيد . اينك روز حسين است كه باز آمد . اين كوتاهى از چه باشد ؟ اين توانى از چيست ؟ بازوها بركشيد ! و سخت بر سر دشمنان كوبيد ! روز ناصبيان از صولت شما چون شب تار است . بگذاريد فرجام « ابن دمنه » هلاك و دمار باشد ، آن چنان كه دام مكرش . بكشيدش كه كشت . بعزا بنشانيد كه بعزايتان نشاند . بگذاريد زنانش مويه كنند ، و موى از سر بركنند . تا آخر قصيده . دنبالهء شعر : اين قصيده را شاعر ما « المؤيد » در فتنهء مصيبتبار بغداد كه بسال 443 واقع شده به نظم كشيده است ، در ضمن اين قصيده حسرت و اندوه خود را از آن فجايع و جنايات برملا مىسازد كه بدست ستم بر پيكر ولاء اهل بيت عصمت وارد شد ، آن روز كه در غوغاى عمومى بارگاه امام طاهر موسى بن جعفر و تربت دوستان همجوارش پى سپر غارت ساختند . ابن اثير در تاريخ « الكامل » ج 9 ص 215 گويد : - منشأ فتنه آن بود كه اهل « كرخ » به بنيان دروازهء « سماكين » شروع كردند ، و قلائين در ساختمان بقيهء باب مسعود ، اهل كرخ كار ساختمان را بپايان بردند و برجهائى برافراشته و بر آنها با طلا نوشتند « محمد و على بهترين جهانياناند » . اهل سنت در صدد انكار برآمده ، مدعى شدند كه كتيبه چنين است « محمد و على بهترين جهانياناند ، هر كه رضا دهد شاكر است و هر كه ابا ورزد كافر » . اهل كرخ گفتند : ما از سيره و رسم خود پا فرا ننهاده‌ايم ، و همان را نوشته ايم