- اى ياران عزيز . صبر و شكيبائى پيش گيريد و چون من برضاى حق راضى شويد .
و فى آل طه ان نفيت فانّنى
لأعدائهم ما زلت و اللَّه نافيا .
فما كنت بدعا فى الاولى فيهم نفوا
الا فخر ان اغدوا لجندب ثانيا
- اگر در راه خاندان طه آواره گشتم ، چه باك است . هماره دشمنانشانرا به خاك نشاندم .
- اولين آوارهء ديار نه من باشم ، اقتدايم به ابوذر باشد و اين خود جاى افتخار است .
- اگر رنج آوارگى جان مرا خست ، خرسندم كه هواى جانان بحقيقت پيوست .
- بارگاه مجد و عظمت را در كوفه پابوس گشتم كه دين و دنيا در آن جمع است .
- بارگاه انور ، قبهء حيدر ، وصى رسول خدا هادى و رهبر .
- وصى مصطفى ، يعنى على مرتضى ، پسر عمش كه بروز « غدير » سالار و سرور گشت .
- سرورى كه چون مسيح پاك ، جمعى به خدائى او گردن نهادند .
- چه خوش است طواف بر گرد تربتش ؟ نماز در قبهء انورش ؟
- از آن خوشتر ، سائيدن جبين بر خاك درش ، مناجات با حضرتش .
- راز و نياز با كردگار ، شكوه از دشمن سيه كار ، سيلاب اشكم از رخ روان .
- توفيقى دگر كه در خاك كربلا تربت پاك حسين در برگرفتم ، جانم فداى آن شهيد تشنه لب باد . تا آخر قصيده
3
- قصيدهء ديگرى در 60 بيت كه در ص 256 ديوانش ثبت است : 36 بيت آن را ملاحظه كنيد ، با اين مطلع :
الا ما لهذى السّماء لا تمور ؟
و ما للجبال ترى لا تسير ؟
و للشّمس ما كوّرت و النّجوم
تضيىء و تحت الثّرى لا تغور
- خدا را . آسمان از چه در هم نريزد ؟ كوهها از چه درهم نلرزد ؟