تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
- اى ياران عزيز . صبر و شكيبائى پيش گيريد و چون من برضاى حق راضى شويد .
و فى آل طه ان نفيت فانّنى لأعدائهم ما زلت و اللَّه نافيا . فما كنت بدعا فى الاولى فيهم نفوا الا فخر ان اغدوا لجندب ثانيا
- اگر در راه خاندان طه آواره گشتم ، چه باك است . هماره دشمنانشانرا به خاك نشاندم . - اولين آوارهء ديار نه من باشم ، اقتدايم به ابوذر باشد و اين خود جاى افتخار است . - اگر رنج آوارگى جان مرا خست ، خرسندم كه هواى جانان بحقيقت پيوست . - بارگاه مجد و عظمت را در كوفه پابوس گشتم كه دين و دنيا در آن جمع است . - بارگاه انور ، قبهء حيدر ، وصى رسول خدا هادى و رهبر . - وصى مصطفى ، يعنى على مرتضى ، پسر عمش كه بروز « غدير » سالار و سرور گشت . - سرورى كه چون مسيح پاك ، جمعى به خدائى او گردن نهادند . - چه خوش است طواف بر گرد تربتش ؟ نماز در قبهء انورش ؟ - از آن خوشتر ، سائيدن جبين بر خاك درش ، مناجات با حضرتش . - راز و نياز با كردگار ، شكوه از دشمن سيه كار ، سيلاب اشكم از رخ روان . - توفيقى دگر كه در خاك كربلا تربت پاك حسين در برگرفتم ، جانم فداى آن شهيد تشنه لب باد . تا آخر قصيده 3 - قصيدهء ديگرى در 60 بيت كه در ص 256 ديوانش ثبت است : 36 بيت آن را ملاحظه كنيد ، با اين مطلع :
الا ما لهذى السّماء لا تمور ؟ و ما للجبال ترى لا تسير ؟ و للشّمس ما كوّرت و النّجوم تضيىء و تحت الثّرى لا تغور
- خدا را . آسمان از چه در هم نريزد ؟ كوهها از چه درهم نلرزد ؟
الغدير ( فارسي ) — صفحة 121 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى