- چرا خورشيد بر خود نپيچد ؟ اختران بر خاك نيفتند ؟
- چرا زمين در هم نپاشد ؟ درياها به جوش و خروش نيايد ؟
- چرا خونها جوى نكشد ، آن چنان كه اشكها سيلاب كشد ؟
- رواست كه دلها در هم شكافد ، گر چه از سنگ خارا باشد .
ليوم ببغداد ما مثله
عبوس يراه امرء قمطرير
و قد قام دجّالها اعور
يحفّ به من بنى الزّور عور
فلا حدب منه لا ينسلون
و لا بقعة ليس فيها نفير
يرومون آل نبىّ الهدى
ليردى الصغير و يفنى الكبير
لتنهب أنفس أحيائهم
و تنبش للميّتين القبور
و من نجل صادق آل العباء
ينال الَّذى لم ينله الكفور
فموسى يشقّ له قبره
و لمّا اتى حشره و النّشور
و يسعر بالنار منه حريم
حرام على زائريه السّعير
- آن روز كريه و شوم كه در بغداد گذشت ، روزى بدان شومى و نحوست در جهان چهر نگشود .
- دجال خوئى يك چشم به پا خاست ، كوران دگر بر گرد او حمله آوردند .
- يأجوج صفت از در و بام فروريختند ، بهر كوى و بر زن نفيرى برانگيختند .
- تا رهبران هدايت را پى سپر سازند ، كودك و پيرشان را در خاك نهان سازند .
- جان زندگان بيغما برند ، مردگان را از گور برآرند .
- بر زادهء صادق آل محمد آن روا دارند كه كافران روا ندارند .
- تربت « موسى » درهم شكافتند . محشر كبرى به پا كردند .
- در حريم طورش آتش كين برافروختند ، آنجا كه آتش دوزخ بر زائرانش حرام گردد .
از عناد و كين ، پيروان آل رسول را كشتند ، پردهء حرمتشان بردريدند .
آوخ بر آن خونهاى پاك كه سيلاب كشيد ، صد واى بر آن سرها كه با تيغ كين از تن پريد .