تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
- چرا خورشيد بر خود نپيچد ؟ اختران بر خاك نيفتند ؟ - چرا زمين در هم نپاشد ؟ درياها به جوش و خروش نيايد ؟ - چرا خونها جوى نكشد ، آن چنان كه اشكها سيلاب كشد ؟ - رواست كه دلها در هم شكافد ، گر چه از سنگ خارا باشد .
ليوم ببغداد ما مثله عبوس يراه امرء قمطرير و قد قام دجّالها اعور يحفّ به من بنى الزّور عور فلا حدب منه لا ينسلون و لا بقعة ليس فيها نفير يرومون آل نبىّ الهدى ليردى الصغير و يفنى الكبير لتنهب أنفس أحيائهم و تنبش للميّتين القبور و من نجل صادق آل العباء ينال الَّذى لم ينله الكفور فموسى يشقّ له قبره و لمّا اتى حشره و النّشور و يسعر بالنار منه حريم حرام على زائريه السّعير
- آن روز كريه و شوم كه در بغداد گذشت ، روزى بدان شومى و نحوست در جهان چهر نگشود . - دجال خوئى يك چشم به پا خاست ، كوران دگر بر گرد او حمله آوردند . - يأجوج صفت از در و بام فروريختند ، بهر كوى و بر زن نفيرى برانگيختند . - تا رهبران هدايت را پى سپر سازند ، كودك و پيرشان را در خاك نهان سازند . - جان زندگان بيغما برند ، مردگان را از گور برآرند . - بر زادهء صادق آل محمد آن روا دارند كه كافران روا ندارند . - تربت « موسى » درهم شكافتند . محشر كبرى به پا كردند . - در حريم طورش آتش كين برافروختند ، آنجا كه آتش دوزخ بر زائرانش حرام گردد . از عناد و كين ، پيروان آل رسول را كشتند ، پردهء حرمتشان بردريدند . آوخ بر آن خونهاى پاك كه سيلاب كشيد ، صد واى بر آن سرها كه با تيغ كين از تن پريد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 122 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى