تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
- فراوان بينم سرگشته اى راه تشيع پويد ، از اين رو كه بلاد قم منزل و مأواى اوست .

پيرامون شعر

: اين ابيات گزيده اى است از قصيدهء ابو العلاء معرى كه در « لزوم ما لا يلزم » ج 2 / 318 آورده ، شارح مصرى اين كتاب گويد : غدير خم ، مكانى است بين مدينه و مكه سمت راست جاده در سه ميلى جحفه ، ابو العلاء به اين شطر بيت ( و لا اضحى و لا بغدير خم ) به مذهب تشيع اشاره مىكند ، در اين غدير خم بود كه رسول خدا در بازگشت از حجة الوداع ، به على فرمود « هر كه را من مولا و سرورم ، على مولا و سرور اوست ، بار خدايا دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن باش » شيعه به زيارت آن مكان روند و از اين راه شاعر آنان گفته است :
و يوما بالغدير غدير خم ابان له الولاية لو اطيعا
( 1 ) - روز برپائى جهاز شتران ، همان روز غدير خم كه رسول خدا سرورى او را بر ملا ساخت ، اگر راه اطاعت مىگرفتند . شايسته آن بود كه در جزء اول كتاب ، مبحث عيد غدير ، اين ابيات را درج مىكرديم و در طبقات راويان حديث غدير ، سخن اين شارح مصرى را ياد مىنموديم ، اينك كه به اين اشعار و شرح آن دست يافتيم ، در اينجا استدراك نموديم .

شاعر

: كسانى كه به شرح حال ابو العلاء معرى پرداخته‌اند ، بسياراند ، تا آنجا كه زندگى و رفعت مقام او بر كسى پوشيده نيست و ديوان شعرش بهترين گواه نبوغ و عظمت اوست . صاحب كمال الدين عمر بن احمد بن عديم حلى در گذشتهء 660 هجرى بتفصيل و نيكوترين وجهى بشرح حال او پرداخته ، و نام تأليف خود را « انصاف و تحرى در رفع ظلم و تجرى از ابى العلاء معرى » نهاده ، خلاصهء اين كتاب در جزء چهارم تاريخ حلب ج 4 ص 77 تا 180 بچاپ رسيده ، و فهرست آن بدين قرار است : نسب ، شرح حال خاندان و فاميل او ص 80 - 101
هامش
( 1 ) اين شعر از هاشميات كميت است ، قدرى تصحيف شده ، صحيح آن در جزء دوم ص 180 گذشت :و يوم الدوح دوح غدير خم أبان له الولاية لو اطيعا