اما لصحابى بالعذيب معرج
على دمن اكنافها تتأرج
28 - ابو الفرج حسين بن محمد بن هندو ، چند سروده در ثناى صاحب دارد از جمله با اين مطلع :
لها من ضلوعى أن يشب وقودها
و من عبراتى أن تفض عقودها
- رواست كه به خاطر آن ( معشوقه ) آتش درون شعله كشد و اشك ديدگانم چون مرواريد غلطان نثار شود .
29 - عميرى ، قاضى قزوين ، چند كتاب ، خدمت صاحب اهداء كرده و اين دو شعر را همراه آن ارسال داشته :
- عميرى ، بردهء « كافى الكفاة » است ، گر چه در شمار اعيان قضاة است .
- با اهداء چند كتاب نفيس و فرد ، شرط خدمتگزارى و ادب بجا آورد .
، صاحب دو بيت سروده و آن را در رقعه اى گسيل داشت :
- از كتب اهدائى ، يك كتاب پذيرفتيم و ما بقى را بلا درنگ برگشت داديم .
- من هديهء فراوان را غنيمت نمىشمارم : منش من اين است كه ميگويم :
« بگير » نه - بياور !
30 - ابو رجاء اهوازى ، موقعى كه صاحب به اهواز رفته بود ، او را با چكامه اى ثنا خوان گشت و از آن جمله :
الى ابن عباد ابى القاسم
الصاحب اسماعيل كافى الكفاة
و تشرب الجند هنيئا بها
من بعد ماء الرى ماء الفرات ( 1 )
31 - ابو منصور احمد بن محمد لجيمى دينورى ، چكامه اى در ثناى صاحب دارد .
32 - ابو النجم احمد دامغانى معروف به ( شصت كله ) درگذشته سال 432 قصيدهء به زبان فارسى در مدح صاحب سروده است .
هامش
( 1 ) شگفتترين تعليقه اى كه در چاپ جديد معجم الادباء ج 6 ص 254 ديدهام ، اين است كه استاد رفاعى ، قسمت دوم اين شعر را چنين آورده ( من بعد ماء الرى ماء الصراة ) و گفته : صراة نام نهرى است در عراق . ( مؤلف ) در چاپ مرجليوث ج 2 ص 313 نيز « ماء الصراة » ضبط شده . ( مترجم )