تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
جايگاه بزرگى و والائى است . 17 - ابو الطيب كاتب ( منشى ) ، او هم قصيده اى در ستايش همان بنا دارد كه با اين بيت شروع مىگردد :
و دار ترى الدنيا عليها مدارها تحوز السماء ارضها و ديارها
- خانه اى كه چرخ زمانه بر محور آن چرخد و خاك و خشتش با آسمان برابر آيد . 18 - ابو محمد ابن المنجم ، رائيه اى دارد كه بارگاه صاحب را ستوده با اين مطلع
هجرت و لم انو الصدود و لا الهجرا و لا اضمرت نفسى الصروف و لا الغدرا
19 - ابو عيسى ابن المنجم ، صاحب را با توصيف بارگاهش چنين مىستايد :
هى الدار قدعم الاقاليم نورها و لو قدرت بغداد كانت تزورها
- بارگاهى كه پرتوش بر جهان تابيده ، و اگر بغداد هم مىتوانست به دست بوس آن مىآمد . 20 - ابو القاسم عبيد اللَّه بن محمد بن معلى ، او هم خانهء صاحب را با قصيده اى بدين مطلع ستايش كرده :
بى من هوا هاو ان اظهرت لى جلدا وجد يذيب و شوق يصدع الكبدا
- مرا در آرزوى زيارت آن بارگاه - گر چه به ظاهر شكيبائى ورزم - عشقى جانكاه است و اشتياقى جگر سوز . 21 - ابو العلاء اسدى ، در ضمن قصيدهء صاحب را ستوده و بارگاهش را با اين سر آغاز وصف مىكند :
و اسعد بدارك انها الخلد و العيش فيها ناعم رغد
- خوش زى كه اينجا خانهء خلد است و زندگى در آن با نعمت و فراوانى همراه . 22 - ابو الحسين غويرى ، چند سروده دارد از جمله قصيده اى كه همان خانهء اصفهان را ستوده ، با اين سرآغاز :
دار غدت للفضل داره افلاك اسعده مداره
بارگاهى كه جولانگاه بخشش و نوال است ، چون فلك كه مدار آن بر سعادت باشد . 23 - ابو سعيد رستمى محمد بن محمد بن حسن اصبهانى ، صاحب را با چند