13 - سيد ابو الحسين على بن حسين بن على بن حسين بن قاسم بن محمد بن قاسم - بن حسن بن على بن ابى طالب عليهم السلام ، داماد صاحب است ، قصيده اى سروده در 60 بيت كه صاحب را بدان ستوده ، با اين امتياز كه از حرف واو خالى است . ثعالبى در يتيمة الدهر 20 خط آن را آورده و مؤلف « الدرجات الرفيعه » 14 خط آن را ، سر آغازش اين است :
برق ذكرت به الحبائب
لما بدى فالدمع ساكب
- درخشى كه مرا به ياد معشوقهها افكند ، و اينك اشك بر رخسارم روان است .
14 - ابو عبد اللَّه حسين بن احمد ، مشهور به « ابن حجاج بغدادى » در گذشتهء سال 391 ( يكى از شعراء غدير كه قصيده او همراه شرح حالش خواهد آمد ) سرودهء فائيه اى دارد كه صاحب را ثنا خوانده مطلع آن اين است :
ايها السائل عنى
انا فى حال طريفه
و فائيهء ديگرى با اين مطلع :
ساق على حسن وجهها تلفى
و سرها مارأته العين من دنفى
و چكامهء نونيه اى با اين مطلع :
يا عذولى اما انا
فسبيلى الى العنا
- اى نكوهشگر ! من خودم به سوى نابودى روانم .
- ولى داستانم ، شايسته است كه زيور تاريخ گردد .
15 - ابو الحسن على بن هارون بن منجم ، قصيده اى دارد كه بارگاه صاحب را ستوده است از جمله گويد :
و ابوابها اثوابها من نقوشها
فلا ظلم الا حين ترخى ستورها
16 - شيخ ابو الحسن بن ابو الحسن ، متصدى چاپار ، پسر عمهء صاحب است قصيدهء سروده و بناى با شكوه صاحب را كه در اصفهان ساخته و بدانجا منتقل گشته مىستايد :
دار على العزو التاييد مبناها
و للمكارم و العلياء مغناها
خانه اى كه اساسش بر عزت و قدرت نهاده شده و منزلگاه اخلاق ستوده و