تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
مسئله به تنهائى مىتوانست صلح و آرامش را در آغاز خلافت و دوام و استحكام مبانى آن را براى ابد تضمين كند . آرى در اثر اين سهل انگارى و غرضورزى ، جهان اسلام از درك حقيقت دور ماند ، همان حقيقت تاريخى كه اگر صحابه ، در صدر اول بدان عمل مىكردند ، يعنى سفارش رسول امين مؤسس گرامى اسلام را با كمال امانت و صداقت بكرسى مىنشاندند اين نابسامانى اتفاق نمىافتاد ، و مسلمانان به اين بلاى خانمان سوز پراكندگى و درهم گسيختگى ، دچار نمىشدند ، بلكه وحدت اسلامى و اتحاد مسلمانان ، با حلقات بهم پيوسته جاويد و پايدار مانده و از هر گونه عاطفهء قومى و تمايلات شخصى بر كنار ، و در نتيجه دستگاه خلافت با نصرت و پيروزى براى ابد برقرار و پرچم رشد و هدايت بر سر آن در اهتزاز و در مسير قدرت و وحدت پيش ميرفت آن چنان كه رسول اعظم خط مشى آن را ترسيم فرمود . در آن صورت كسى بر سرير خلافت قرار مىگرفت كه استعداد كافى و كفايت لازم را داشته ، از دانش ، شجاعت ، نيرو ، دورانديشى و ثبات قدم برخوردار باشد : تشخيص وادار كش تا آن پايه صحيح باشد كه بتواند سياست شرع را به خوبى درك كند ، حكمت و كاردانيش آنچنان استوار و متين باشد كه بين دنيا و دين جمع كند خلق و خوئى در خور مقام نبوت و راه و روشى چون راه و روش مصلحان داشته از دستورات قرآن الهام بگيرد . در زندگى با كمال زهد و بىاعتنائى به متاع دنيا و زينت و لذت آن بنگرد . كردارش بر پايهء حق ، با رحمت و عطوفت همعنان باشد . شمشيرش بسان كارد يك جراح با تجربه ، عضو سالم را از عضو ناسالم تشخيص دهد ، و هنگام داورى در اجراى حق از هيچ سرزنشى نينديشد . مشت گره كرده را بر سر ستمگر بكوبد و دست نوازش بر سر مستمند ناتوان سپر سازد . البته در صدر اسلام كار بدين نحوه صورت نگرفته ، بلكه دستگاه خلافت