علمى دست يافت .
و آيا - اين امكان وجود دارد كه گذشته را با مراجعهء به تاريخ و اعتماد به كتب پيشينيان روشن كرده ، جبران مافات نمود ؟ يا بايد فحص كرد و با كمال پاكى و نيك - انديشى و بر كنار شدن از عواطف شخصى و محيط ناسالم بجستجو و تحقيق برخاست تا حقيقت را كشف و به علل و عوامل آن دست يافت و سپس با كمال شهامت در اختيار نسل جوان گذاشت تا بتواند خود را براى پيشبرد دانش و نهضت و چنگ زدن به آن راه و روشى كه مبادى اين تعليمات و رسوم است مهيا كند و از كسانى سرمشق بگيرد كه اين راه را طى كرده و از نور حقيقت تا آنجا روشن شدهاند كه خود چراغ فروزان شريعت گشتهاند و مىتوانند سند حق و كعبهء آمال همگان براى دست يافتن به يك زندگى باسعادت بوده ، ضمنا مجسمهء فضيلت و تقوى باشند .
من عقيده دارم كه اين بررسى و تحقيق و اين سيره و روش علمى مفيدترين و والاترين وظيفهء مردان دين و دانش و مصلحين اجتماع است ، بايستى با كوشش مداوم آن را دنبال كنند و به اين آرزو جامهء عمل بپوشانند .
خوشبختانه مىبينم كتاب شما الغدير كه به عالم اسلام هديه كردهايد ، مىتواند فايدهء اين درس و تحقيق را با همان روش علمى بما نشان دهد . و پرده از روى يك حقيقت تاريخى راجع به خلافت اسلامى بردارد كه مورخين راه انصاف را دربارهء آن پيش نگرفتهاند ، تا بالاجماع و اتفاق آن را روايت كنند .
بلكه بعضى آن را اثبات و برخى نفى مىكنند ، و آنها كه روايت كردهاند ، برخى روايت را كامل و جمع ديگرى آن را ناقص آورده مطلب را درز گرفتهاند ، در اين ميان برخى هم آن را تحريف كرده و جمع ديگر آن را ساده و مبتذل جلوه گر ساخته ، جاهلانه يا مغرضانه از آن گذشتهاند .
گويا اتفاقى بوده كه نيازمند بررسى و تحقيق و شايان هيچگونه توجه نبوده و در صورت صحت و واقعيت ، نتيجه اى بر آن مترتب نمىشده است ، در حالى كه همين
الغدير ( فارسي ) — صفحة 7
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٧