و بعد : بديهى است كه تاريخ اسلام همان تاريخ عرب است ، متأسفانه اعراب در فهم تاريخ خود و تحقيق آن به صورتى كه از اغراض و تمايلات مبرا باشد كوتاه آمدهاند . و آنها كه تاريخ اسلام را در عهد خلفاى اموى و عباسى تدوين كردهاند .
بيشتر آنان از عواطف شخصى و ناديده گرفتن حق و واقع پرهيز نداشتهاند .
در نتيجه نقادان و محققان بعدى نتوانستهاند حقائق و واقعيات را آن چنان كه بايد استخراج كنند و حوادث را به صورت آموزندهء بهم پيوند داده علل و اسباب آن را كشف و دفتر تاريخ را به صورتى زنده و گويا در دسترس همگان بگذارند ، با آنكه اين خود بالاترين مقاصد است .
جهان اسلام كه امروز و بلكه هميشه نيازمند اين گونه تحقيقات بوده و هست بر اين صدد است كه بداند ، فرماندهى و حكومت قبل از اسلام و بعد از آن ، با چه تطورات و دگرگونيها روبرو شده و علل حوادث و انقلاباتى كه خلفا را در تأسيس خلافت يارى كرده بشناسد و آنچه در زمان خلفا گذشته ، مورد غور و بررسى قرار دهد .
بداند و بشناسد كه چرا دول اسلامى تجزيه گشت و چه جنگها و پيكارها بدنبال داشت ؟ و چگونه آن قدرتها به زوال انجاميد و جاى خود را به ديگران داد ؟
و هم بشناسد و بداند كه تا چه اندازه در خدمت به تمدن اسلامى سهيم بوده ، پايه - گزاران اين مشعل فروزان را تأييد كردند .
چه عواملى باعث شد كه فتوحات اسلامى با آن وسعت پيش برود و اسلام در ميان ملل مختلف ، كه هر يك دين و آئينى مخصوص به خود داشتند ، نفوذ كرده انتشار يابد ؟ و اختلاف امت ، بعد از رحلت رسول اكرم از چه پديد شد ؟ و چرا بنى هاشم از حقوق اجتماعى خود محروم گشتند .
براى جهان اسلام دانستن اين مسئله جنبهء حياتى دارد كه علل انحطاط و انحلال مسلمين را بشناسد و بداند چه عاملى باعث اين وضع نابسامان موجود شده از چه راه ميتوان بوحدت كلمه و استقلال دينى و سياسى و نهضت اقتصادى و ادبى و
الغدير ( فارسي ) — صفحة 6
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٦