واقع مىشده ، و صاحب « جزيره » و نه غير او ، نميتوانستهاند بر آنان دست يابند ، با اينكه منزوى نبوده با همگان و به تمام شهرها ، رفت و آمد داشتهاند .
ياقوت حموى در « معجم البلدان » مىنويسد : « اين قلعهها در دست طائفهء اكراد است ، سالها مىگذرد ، نزديك سيصد سال . مردمى صاحب مروت و جوانمردى و تعصباند اگر كسى به آنان پناه برد ، از او حمايت كرده بزرگش مىدارند » .
از جمله قلاع اين طائفه : قلعهء برقه ، قلعهء بشير ، قلعهء فنك است و از فرمانروايان اين قلعه امير ابو طاهر ، امير ابراهيم و امير حسام الدين است كه در قرن ششم فرمانروا بوده است . ( از جمله ) اكراد « زوزانيه » اند ، اين طائفه ، به زوزان ( 1 ) نسبت مىبرند كه ناحيهء وسيعى را در شرق دجله از جزيرهء ابن عمر ، شامل مىشود ، تقريبا دو روز كه از موصل راه طى شود ، به مناطق آنان ميرسد تا به حدود خلاط مىكشد و پايانش تا آذربايجان به كارگزارى سلماس منتهى مىگردد . در اين قسمت قلعههاى محكم و استوارى است كه طوائف بشنويه ، زوزانيه و بختيه ساكناند .
و ( بختيه ) ، در چند قلعهء مخصوص به خود سكونت دارند : چون آتيل ، علوس ، القى ، اروخ ، باخوخه ، باخو ، كنگور ، نيروه ، خوشب و فرماندارى آنان در قلعهء جرذقيل است كه بهترين قلعههاى آنان است و از جمله رهبرانشان امير موسك بن مجلى است .
و ( هكاريه ) ( 2 ) كه در بلوك بالاتر از موصل نزديك جزيرهء ابن عمر جاىگزيناند ، از فرمانروايانشان در حلب ، عزالدين عمر بن على و عماد الدين احمد بن على معروف به :
ابن مشطوب بزرگترين اميرى است كه در مصر به حكومت رسيده و از دانشورانشان :
شيخ الاسلام ابو الحسن على بن احمد هكارى در گذشتهء سال 486 است كه شرح حالش در ابن خلكان 1 ر 377 مذكور است .
و ( جلانيه ( 3 ) ) كه نام قلعه اى از قلعههاى بلوك هكاريه است و اكراد آن بنام
هامش
( 1 ) به فتح واو و زاء بر وزن چمدان .
( 2 ) بفتح كاف و تشديد آن بر وزن شداديد .
( 3 ) بفتح جيم و تشديد لام .