جلانيه مشهوراند .
و ( و زوادية ( 1 ) ) كه از اشراف و بزرگزادگان كردند ، و از آنهاست : اسد الدين شير كوه در گذشتهء سال 564 و برادرش نجم الدين ايوب .
و ( شوانكاريه ) و اين همان طائفه اى است كه در سال 564 موقعى كه زنگى بن دكلاء صاحب فارس ، از شمله صاحب خوزستان ، شكست خورد ، بدانها پناهنده گشت و سپس با كمك آنان بر شمله پيروز شده به حكومت فارس رسيد . ( 2 )
و ( حميديه ) كه دژهاى مستحكمى در كنار موصل داشتهاند و ( هذبانيه ) كه در قلعهء اربل و كارگزاريهاى آن جا داشته و ( حكميه ) كه از فرمانروانشان امير ابو الهيجاء اربلى نامبردار است .
طوائف ديگر اكراد به نام ، مارانيه ، يعقوبيه ، جوزقانيه ، سورانيه ، كورانيه عماديه ، محموديه ، جوبيه ، مهرانيه ، جاوانيه ، رضائيه ، سروجيه ، هارونيه ، لريه مشهور و طوائف بىشمار ديگرى كه قابل آمار نيستند .
قسمتى از اشعار بشنوى
از چكامههاى مذهبى شاعر اين دو بيت است :
- بهترين اوصيا از ميان شريفترين قبائل و گرامىترين خاندانها برگزيده شده از لغزش و خطا در امان است .
- هر گاه به چهرهء او بنگرى ، پروردگار خود را عملا ( 3 ) و لسانا پرستش كرده خواهى بود .
در بيت اخير به حديث رسول خدا ( ص ) اشاره دارد كه فرمود « نگريستن
هامش
( 1 ) اين ضبط كامل ابن اثير است و در دگر جا « رداديه » .
( 2 ) به صفحه 37 ج 4 الغدير و ج 11 ص 347 كامل ابن اثير مراجعه شود .
( 3 ) عملا ، وجه ظاهرى دارد چه روبرو شدن و نگريستن عمل است ، و لسانا ، بدين جهت كه هر كس به دو مىنگريست ، قهرا زبانش به تكبير و تمجيد حق باز مىشد : سبحان اللَّه چه جوانمردى ! ( مترجم ) .