تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
، و يا اين شعر ديگرش : - ايكه با من به نزاع و ستيز برخاسته اى ، هر چه در قوه دارى بيار ، كه من به دوستى آل محمد در آويخته‌ام . - پاكان و پاك نهادان ، ارباب هدايت ، آنان پاك نژادند و هر كه آنانرا دوست بدارد . - خود را بدانها بستم و از دشمنانشان بريدم ، تو بى پدر هر چه خواهى ملامت كن : كم يا زياد . - آنها چون اختران مهار زمين و مايهء آرامش آناند و هم آنان كشتيهاى نجات غريق ، اين را از حديث مسند مىگويم . و هم از سرودهء مذهبى شاعر است : - مهترشان گفت : چه نظر مىدهيد و با چه وسيله مىتوان امر آشكار خلافت را مردود شناخت ؟ - شنيديد كه چگونه با سخن رسا خلافت على را تبليغ كرده سفارش نمود ؟ - گفتند : چارهء آن بر ما دشوار است و نظرى كه مىدهيم قطعى نيست . - اين كار را هم با ساير امور قياس گيريد و به دقت مطالعه كنيد ، بدين وسيله به زندگانى عالى دست خواهيد يافت . - بعد از مرگش - به زودى آن را به شورى مىنهيم ، خواه نصيب قبيلهء تيم شود يا قبيلهء عدى . ، و نيز اين شعرش : - اى خوانندهء قرآن ، كه راز متشابهات را از محكم باز مىشناسى ! - آيا خدمت كعبه : از راهنمائى زائران و آب دادن حاجيان ، با ايمان على برابر است ؟ - يا او را همرتبهء « تيم » و « عدى » شناخته اى ، اصولا هيچ گاه مانند آن دو بوده است ؟ - بجان همان على كه دوستى او بر من فرض و قطعى است . نه ! نزد من دانشمندان