تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
- او وارث علم من است و جانشين بعد از من بر امتم ، هر گاه روح از بدنم مفارقت جويد . - پس اى پروردگار من ! هر كه على را دوست گيرد ، او را دوست گير ، و دشمن گير هر كه او را دشمن گيرد و خشم گير بر هر كه به دو كينه ورزد . ، و در قصيدهء ديگر گويد : - آيا اين سخن راست و حديث مشهور را وانهم كه در روز « غدير خم » احمد مصطفى به خطابه برخاست و فرمود : - آيا من سرور شما نيستم ؟ على هم مانند من سرور شماست ، پس او را دوست گيريد . من آنچه واجب بود ، ادا كردم . ، و اين شعر ديگرش : - روز « غدير » براى دوستان على عيد است و « ناصبيان » شرافت آن را منكراند . - روزى كه در سپهر برين به عنوان « عهد معهود » جشن گرفته شود . - و جشن روى زمين نمونه اى از جشن آسمانى است ، اگر قلدرها سر باطاعت نهند و حسودان از اخلال گرى دست كشند .

شاعر

: ابو عبد اللَّه حسين بن داود كردى بشنوى ، چنان كه ابن شهر آشوب در « معالم العلماء » مىنويسد : از شعرائى است كه علنا به ستايش و ثناى اهل بيت زبان گشوده و نداى ولايت در داده است . گواه اين شهامت او ، اشعار فراوان و مشهورى است كه از جمله در سراسر كتاب « مناقب » سروى ( ابن شهر آشوب ) پراكنده است . در اين صورت بايد گفت كه : بشنوى از پرچمداران ميدان بلاغت و فصاحت ، و يكى از شعراء بزرگ اماميه است كه براى نشر ادب و فضيلت بپاخاسته . از جمله اشعار او كه گواه مذهب اوست : - بپروردگارم سوگند كه بعد از رسول مختار ، به دامن دوازده جانشين او چنگ زده‌ام .