تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
مرا خاطر نشان سازد ؟ - در قصائد خود با نام شما افتخار جويم ، نه با شعر و احساسم ، و با مدد شماست كه گامهاى استوارى در خطابه و نثر بردارم . - از آلودگى بركنارم . از اينرو كه با دشمن شما در جدالم ، هدف تير فحش و ناسزايم . - آشكارا دم از ولاى شما زنم نه در پرده . از دگران بيزارى جويم و باك نيارم . - سزاوارتر از من به ولاء شما كيست ؟ با آنكه رشتهء خاندانم بشما منتهى است . - دوستار شمايم ، گرچه دشمنم دارند ، به پابوس شما روانم گرچه از پاى درمانم . - فتنهء روزگار ميان ما جدائى افكند ، ولى بازگشت ما به يك دودمان و تبار است . ، در اين قصيده بسال 391 روز عاشورا ، سيد الشهدا سبط پيامبر امام حسين عليه السلام را مرثيه گفته است :
هذى المنازل بالغميم فنادها و اسكب سخى العين بعد جمادها
- اينك سرزمين « غميم » است : صلادرده ! و سيلاب اشك از ديده روان ساز ! - گر اين حصار بلند را وامى بر دوش است بپرداز و اگر خون دلى در اين خاكدان اسير است ، فدابخش و رهاساز . - يا بر شو بر فراز جهاز شتران و با نظارهء اين ويرانه ، آبى بر آتش درون بيفشان .
نؤى كمنعطف الحنية دونه سحم الخدود لهن ارث رمادها
- خندقى بپيرامون همچون قوس كمان ، نزديكتر گودالى سياه پر از خاكستر ميراث مطبخيان . - اينك طناب بند خيمه‌ها و در كنارش نشيمنگاه جوانمردان ، آتش دگران رو به خاموشى است ، جز آتش اينان . - و اين مهار بند ، ويژهء آن جوانان كه با سمند زرد و سرخ خيمهء خود آزين بندند ، و ديگران با حلهء آويزان .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 336 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى