مرا خاطر نشان سازد ؟
- در قصائد خود با نام شما افتخار جويم ، نه با شعر و احساسم ، و با مدد شماست كه گامهاى استوارى در خطابه و نثر بردارم .
- از آلودگى بركنارم . از اينرو كه با دشمن شما در جدالم ، هدف تير فحش و ناسزايم .
- آشكارا دم از ولاى شما زنم نه در پرده . از دگران بيزارى جويم و باك نيارم .
- سزاوارتر از من به ولاء شما كيست ؟ با آنكه رشتهء خاندانم بشما منتهى است .
- دوستار شمايم ، گرچه دشمنم دارند ، به پابوس شما روانم گرچه از پاى درمانم .
- فتنهء روزگار ميان ما جدائى افكند ، ولى بازگشت ما به يك دودمان و تبار است .
، در اين قصيده بسال 391 روز عاشورا ، سيد الشهدا سبط پيامبر امام حسين عليه السلام را مرثيه گفته است :
هذى المنازل بالغميم فنادها
و اسكب سخى العين بعد جمادها
- اينك سرزمين « غميم » است : صلادرده ! و سيلاب اشك از ديده روان ساز !
- گر اين حصار بلند را وامى بر دوش است بپرداز و اگر خون دلى در اين خاكدان اسير است ، فدابخش و رهاساز .
- يا بر شو بر فراز جهاز شتران و با نظارهء اين ويرانه ، آبى بر آتش درون بيفشان .
نؤى كمنعطف الحنية دونه
سحم الخدود لهن ارث رمادها
- خندقى بپيرامون همچون قوس كمان ، نزديكتر گودالى سياه پر از خاكستر ميراث مطبخيان .
- اينك طناب بند خيمهها و در كنارش نشيمنگاه جوانمردان ، آتش دگران رو به خاموشى است ، جز آتش اينان .
- و اين مهار بند ، ويژهء آن جوانان كه با سمند زرد و سرخ خيمهء خود آزين بندند ، و ديگران با حلهء آويزان .