تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
- باشد كه آبى بر اين آتش تفته بپاشم كه در ميان سينه‌ام جاى كرده است . - ديدار و زيارتتان رهبرى است كه ما را به گنجور رستگارى و پاداش هدايت كند . - در « زورا » « بغداد ( كاظميه ) دو تربت پاك مىشناسم كه درد حسرت و اشتياقم را كنار آن شفا مىجويم . - مهار جانرا جانب آن درگاه مىكشم و سلام خود را تقديم آن بارگاه مىسازم كه بىجواب نخواهد ماند . - زيارتشان روان مرا پاك سازد و جامه‌ام را از هر عيب و عارى بپالايد . - جدم على فرمانرواى دوزخ است ( 1 ) روزى كه نجات بخشى از عذاب خدا جز او نيست . - ساقى حوض كوثر ، روزيكه دلها از تب و تاب كباب است ، و همو پيشگام بر « صراط » باشد ، براى حساب .
و من سمحت بخاتمه يمين تضن بكل عالية الكعاب
- دست راستش انگشترى خاتم به سائل بخشد ( 2 ) و بخل ورزد كه مجد و عزتش به يغما رود . - آيا كندن در از خيبر معجزهء نيست كه اعتراف كنند و يا « غائله » آن مار . - مىخواست كه مكرى انديشد و خدا نخواست ، كلاغى پرواز گرفت و فتنه از ميان برخاست . ( 3 ) - آيا اين چنين بدر تابان در تاريكى و سياهى محو شود ؟ و اين خورشيد درخشان در ميان ابر و مه پنهان ماند ؟ - هر كه بر او ستم راند ، با گذشت و وقار ، كيفر او در كف نهاد . - بينم كه ماه شعبان درآمد و مرا مشتاق زيارت ساخت ، كيست كه پاداش
هامش
( 1 ) حديث آن در ج 3 ص 299 مشروحا گذشت . ( 2 ) حديث آن در ج 2 ص 47 و ج 3 ص 155 - 162 گذشت . ( 3 ) حديث آن در ج 2 ص 241 - 242 گذشت .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 335 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى