تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
- چشمها در كنار اين گورها اشكبار است همچون گريهء آسمان بر كوهساران . - اگر ابر آسمان از ريزش باران دريغ ورزد ، سرابها آب گشته بر زبر آن گورها روان گردد . - خدايت سيراب كند ! كه چه روزها تشنهء ديدار بودم ، از راه دور و نزديك . - اى باد « جنوب » از سر را هم بر كنار شو ، و سرماى جان گزايت را از ساحت من دور ساز . - در سياهى شب به سويم متاز كه از آن تربت پاك توشهء نگرفتم . - اگر ابرها از اكناف آسمان بدان سوى كشانده شوند و چون شتر قربانى از گلوى آنها ناودانها سرازير شود . باز هم حق آن تربت پاك ادا نشود . - مگر آن تنهاى پاك در كام زمين فرو نشدند كه به رستاخيز براى نعمت جاودانى انگيخته شوند . ؟ - چه بسيار شد كه كينهء حسودان ، مست و خراب ، جام مرگ را در ميانشان به گردش آورد . - درود الهى هر دم و هر روز بر آن نشانه‌هاى هدايت و قبه‌هاى عظمت چون نسيم وزان باد . - پيوسته عزم سفر را تجديد كنم ، گرچه ياران از رفاقت و يارى دريغ ورزند . - سينهء باد و طوفان بشكافم تا نسيم جانفزائى از تربت بوتراب دريابم . - چشم دارم كه روزگارم سريارى در قدم نهد و صيد آرزو در ميان چنگالم بال و پر زند . - شتران بادپيما را جانب شما روان سازم تا چون تير شهاب دل هامون را بشكافند . - لعاب از دهانشان بر سر و گردن ريزد ، چونانكه لعاب سيل بر دامن جبال .
و اجنب بينها حزق المزاكى فاملى باللغام على اللغاب
- مهار توسن تيز گام را يدك كشم و بنوبت خستگى از جان شتران برآرم .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 334 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى