- چشمها در كنار اين گورها اشكبار است همچون گريهء آسمان بر كوهساران .
- اگر ابر آسمان از ريزش باران دريغ ورزد ، سرابها آب گشته بر زبر آن گورها روان گردد .
- خدايت سيراب كند ! كه چه روزها تشنهء ديدار بودم ، از راه دور و نزديك .
- اى باد « جنوب » از سر را هم بر كنار شو ، و سرماى جان گزايت را از ساحت من دور ساز .
- در سياهى شب به سويم متاز كه از آن تربت پاك توشهء نگرفتم .
- اگر ابرها از اكناف آسمان بدان سوى كشانده شوند و چون شتر قربانى از گلوى آنها ناودانها سرازير شود . باز هم حق آن تربت پاك ادا نشود .
- مگر آن تنهاى پاك در كام زمين فرو نشدند كه به رستاخيز براى نعمت جاودانى انگيخته شوند . ؟
- چه بسيار شد كه كينهء حسودان ، مست و خراب ، جام مرگ را در ميانشان به گردش آورد .
- درود الهى هر دم و هر روز بر آن نشانههاى هدايت و قبههاى عظمت چون نسيم وزان باد .
- پيوسته عزم سفر را تجديد كنم ، گرچه ياران از رفاقت و يارى دريغ ورزند .
- سينهء باد و طوفان بشكافم تا نسيم جانفزائى از تربت بوتراب دريابم .
- چشم دارم كه روزگارم سريارى در قدم نهد و صيد آرزو در ميان چنگالم بال و پر زند .
- شتران بادپيما را جانب شما روان سازم تا چون تير شهاب دل هامون را بشكافند .
- لعاب از دهانشان بر سر و گردن ريزد ، چونانكه لعاب سيل بر دامن جبال .
و اجنب بينها حزق المزاكى
فاملى باللغام على اللغاب
- مهار توسن تيز گام را يدك كشم و بنوبت خستگى از جان شتران برآرم .