نكته سنجى ، قدرت نظر ، دقت انديشه ، استوارى فكر ، اين شعر اوست :
- اگر جمعى به حق بر ثريا دست يافتهاند ، من بر والاترين اختران دست افراشتهام .
- نه چنين است كه زبان شعرم از دم شمشير هندى تيزتر و برانتر است ؟
- و اين دست من است كه با انگشتان قلمى را مىفشارد كه اشك آن در اختيار است ؟
- قلمى چون افعى نر كه دشمنان از او در هراساند ، و يا چون مارى كه افسونگر از آن در جستجوى پناه است .
- و از آن شكاف كه سموم جانگزا تراوش مىكند ، فادزهر آن نيز مىتراود .
- چون پتك بر سر دشمن فرود آيد و دوست مستمند را نعمت و توان بخشد .
- و آن خطها كه بر نگاشتهام ، مانند ابر نازك رگرگ مىدرخشد .
- با بيان شيرين ، زيورى در قالب الفاظ ريختم كه در قدرت همگان نيست .
- و قافيه اى پرداختم كه چون درّ خوشاب آويزهء گردنهاست .
- چنان زيبا و دلاويز كه چون گوشها بشنوند ، سرور و بهجت در چشمها ظاهر گردد .
- و ادراك هر چند لطيف باشد ، چون در معانى اشعارم بخرامد ، شيفته و مفتون ماند .
- اين لطيفههاى دلاويز همخوابهء من است و اين انديشهء من است كه آن را در آفاق دور پراكنده مىسازد .
- اگر مشكلى پيش آيد ، من پيشاپيش همه چون تير شهاب روانم .
- و اگر بخواهى ، شعرم شيرينتر از داستان عشاق و مغازلهء جوانان است .
- با شراب سرد هم پيمانم و با زيبارويان ميانسال ، دمسازم . با اين همه در رزمگاه چون شير ژيان .
- صبحانهء من سامان دادن امر و نهى است ، عصرانهء من شراب جان افزا .
- در بزم سنگين و باوقارم : نه حريفان را خجل سازم و نه ساقى را ملامت كنم .
- اگر شراب بپيمايم ، پيمانه بر سر دست گيرم و بدلخواه نديمان لبريز كنم -
الغدير ( فارسي ) — صفحة 27
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٧