تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
- من آمادهء صيد و نخجيرم : نخجير نخبه‌هاى زنان كه از نژاد اصيل و كريم باشند . - باريك ميانى كه چون سمند خوشخرام ، براى مسابقه ورزيده شود . - جوانهاى شاداب كه از زيبائى طبيعى برخوردارند . - و چون زبانشان از كام برآيد كه سخن گويد ، اندام سپيد و مژگان بلندشان مديحه سرا شود . - گويا گاو وحشى با آن نرگس مست ، ديده بديدارشان گشوده كه از شرم در گوشهء خزيده است . - اينها همه با حريفان و نديمانى كه در صفا و يكرنگى بىنظيراند . ، در واقع ، محقق اديب ، شاعر ما كشاجم را هنگام سرودن شعر ، در لباس معلم اخلاق مىبيند ، آن هم استادى گرانمايه كه در شعر آموزنده اش ، نمونه‌هاى اخلاق نيك ، طبع بلند ، وفا و صميميت آشكار است ، و واقعا براى ترويج مبادى انسانيت و تحكيم مبانى فضيلت و تقوى بپاخاسته . اين شعر او را ملاحظه كنيد : - هر كه مهر ورزد ، با وفا و صميميت ، محبتش را پاس مىدارم . - تا توان در كالبد دارم ، رضايت خاطرش را بجويم و چون ناگوارى به دو رسد عنايت و اشفاقمان سر رسد . - اين خوى ما است ، و ما مردمى هستيم كه همت به مكارم اخلاق گماشته‌ايم . ، و يا اين شعر ديگرش : - جمعى بدون جرم و خطا از ما بريدند . - دچار بدبينى شده‌اند ، كاش بما خوشبين مىشدند - - و بعد از ما مىبريدند . اگر مايل باشند باز بر سر پيمان مىرويم . - اگر آنها بدوستى باز گردند ، ما هم برمىگرديم ، و چنانچه خيانت ورزند ما خيانت نمىورزيم .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 28 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى