- من آمادهء صيد و نخجيرم : نخجير نخبههاى زنان كه از نژاد اصيل و كريم باشند .
- باريك ميانى كه چون سمند خوشخرام ، براى مسابقه ورزيده شود .
- جوانهاى شاداب كه از زيبائى طبيعى برخوردارند .
- و چون زبانشان از كام برآيد كه سخن گويد ، اندام سپيد و مژگان بلندشان مديحه سرا شود .
- گويا گاو وحشى با آن نرگس مست ، ديده بديدارشان گشوده كه از شرم در گوشهء خزيده است .
- اينها همه با حريفان و نديمانى كه در صفا و يكرنگى بىنظيراند .
، در واقع ، محقق اديب ، شاعر ما كشاجم را هنگام سرودن شعر ، در لباس معلم اخلاق مىبيند ، آن هم استادى گرانمايه كه در شعر آموزنده اش ، نمونههاى اخلاق نيك ، طبع بلند ، وفا و صميميت آشكار است ، و واقعا براى ترويج مبادى انسانيت و تحكيم مبانى فضيلت و تقوى بپاخاسته .
اين شعر او را ملاحظه كنيد :
- هر كه مهر ورزد ، با وفا و صميميت ، محبتش را پاس مىدارم .
- تا توان در كالبد دارم ، رضايت خاطرش را بجويم و چون ناگوارى به دو رسد عنايت و اشفاقمان سر رسد .
- اين خوى ما است ، و ما مردمى هستيم كه همت به مكارم اخلاق گماشتهايم .
، و يا اين شعر ديگرش :
- جمعى بدون جرم و خطا از ما بريدند .
- دچار بدبينى شدهاند ، كاش بما خوشبين مىشدند -
- و بعد از ما مىبريدند . اگر مايل باشند باز بر سر پيمان مىرويم .
- اگر آنها بدوستى باز گردند ، ما هم برمىگرديم ، و چنانچه خيانت ورزند ما خيانت نمىورزيم .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 28
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٨