تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
وافر داشت ، و در سبك شعر به راه او ميرفت و بر قالب او خشت ميزد ( 1 ) و چنان در اين متابعت و دنباله روى شهرت داشت كه يكى از شعراء گفت : - بدبخت آنكه اشك ميريزد و دانه‌هاى اشك بر پهناى سينه اش روان است . - اگر نبود كه خود را سرگرم بادهء ناب كرده و با رساله‌هاى صابى و شعر كشاجم غم دل را فراموش مىكند . ( 2 ) ، ابو بكر ، محمد بن عبد اللَّه حمدونى ، ديوان شعرش را مرتب كرد ، و اضافاتى كه از پسر كشاجم ابى الفرج بدست آورده بود ، بدان ملحق نمود . از چكامه هايش چنان كه آثار مهارت در لغت و حديث ، و تفوق در فنون ادب و نويسندگى و سرود به چشم مىخورد ، وزنهء او را در روحيات و معنويات سنگين مىكند و ملكات فاضلهء او را نمودار مىسازد ، مانند اين شعر : - مقامات عاليه‌ام ، آوازهء مرا در كاخهاى خسروان بلند كرد - - و اشتياق طبيعى كه به مكارم اخلاق دارم ، چه من در تحصيل نيكيها سخت حريصم . - بسوى بالاترين مراتب مجد و عظمت پر مىزنم و از درجات مبتذل آن دامن مىكشم . - در مكتب دبيرى و نويسندگى بشيوه‌هاى نو پرداختم و هديهء ادب آموزان ساختم . - مضامين بكر و لطائف نغز را در جامهء ادب آراسته به حجله آوردم . - و روايات ممتاز و برگزيده را با قريحه و ذوق سرشار آزين بستم . - اينها را همه با همتى كه در ساحت مجد و بزرگوارى مىخرامد ، دمساز كرده‌ام . - و هم با عزمى راسخ كه نه در مشكلات واماند و خسته گردد . - و اين عزم و همت در هر مصيبتى كه از چشم خون بچكاند ، رفيق و دمساز من است . ، و از اشعار كشاجم كه حكايت دارد از نبوغ او در بنظم كشيدن معانى بلند و
هامش
( 1 ) ابن خلكان 1 / 218 . ( 2 ) معجم الادباء 1 / 326 .