- جد آنان خاتم پيامبران است ، اين را ملل جهان مىدانند .
- پدرشان سرور اوصياء است كه دستگير ناتوان و به خاكافكن قهرمانان بود .
- آنكه به سر نيزه آموخت چگونه در قلب دشمن جاى گيرد ، و شمشير را كه چه سان بر فرقها نشيند .
- روز نبرد ، اگر زمين از جاى بجنبد ، او از جاى نجنبد .
- همانكه از دنياى مردم رو گرداند ، موقعى كه با زر و زيور خود را آراسته بود .
- هنگاميكه ديگران با او سنجيده شوند ، شريفترين آنان ، بمنزلهء زمين پست است كه با آسمان بسنجند و يا چون قطرهء كه با دريا مقياس گيرند .
- با آن بخششى كه ابر ازو آموخته و آن وقارى كه كوه از آن پايدارى يافته .
- بسا فتنه كه با رهبرى او رخت بر بست و مشكلاتى كه با انديشهء او فيصل يافت .
- خداى عز و جل مشعل گمراهى را بوسيلهء او خاموش كرد ، همان مشعل كه شرارههاى آن دامن هدايت را به آتش كشيد .
- آن سرورى كه خداوند ، خورشيدش را نزديك غروب بر او بازگرداند ( 1 ) .
- و اگر باز نمىگشت ، عوض تابش و درخشندگى براى هميشه روسياه مىشد .
- همان سرورى كه ، بخاطر دين و آئين با نيزهء باريك بر سر مردم كوبيد همانسان كه بر سر شتران عربى كوبند .
و قد علموا أن يوم الغدير
بغدرهم جر يوم الجمل :
همگان دانستند كه در اثر نابكارى آنان بود كه روز غدير ، روز جمل را در پى داشت .
- اى گروه سيه كاران كه به پيامبر تلخى مصيبت را چشانديد .
، تا آنجا كه گويد :
- صريح قرآن خصم شماست و هم آنچه بهترين پيامبران در آن روز فرمود .
- سفارش او را ، علنا زير پا نهاديد ، و بر او بستيد آنچه را كه خواستيد .
هامش
( 1 ) حديث رد شمس در جزء سوم ص 126 - 141 گذشت .