تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
- جد آنان خاتم پيامبران است ، اين را ملل جهان مىدانند . - پدرشان سرور اوصياء است كه دستگير ناتوان و به خاكافكن قهرمانان بود . - آنكه به سر نيزه آموخت چگونه در قلب دشمن جاى گيرد ، و شمشير را كه چه سان بر فرقها نشيند . - روز نبرد ، اگر زمين از جاى بجنبد ، او از جاى نجنبد . - همانكه از دنياى مردم رو گرداند ، موقعى كه با زر و زيور خود را آراسته بود . - هنگاميكه ديگران با او سنجيده شوند ، شريفترين آنان ، بمنزلهء زمين پست است كه با آسمان بسنجند و يا چون قطرهء كه با دريا مقياس گيرند . - با آن بخششى كه ابر ازو آموخته و آن وقارى كه كوه از آن پايدارى يافته . - بسا فتنه كه با رهبرى او رخت بر بست و مشكلاتى كه با انديشهء او فيصل يافت . - خداى عز و جل مشعل گمراهى را بوسيلهء او خاموش كرد ، همان مشعل كه شراره‌هاى آن دامن هدايت را به آتش كشيد . - آن سرورى كه خداوند ، خورشيدش را نزديك غروب بر او بازگرداند ( 1 ) . - و اگر باز نمىگشت ، عوض تابش و درخشندگى براى هميشه روسياه مىشد . - همان سرورى كه ، بخاطر دين و آئين با نيزهء باريك بر سر مردم كوبيد همانسان كه بر سر شتران عربى كوبند .
و قد علموا أن يوم الغدير بغدرهم جر يوم الجمل :
همگان دانستند كه در اثر نابكارى آنان بود كه روز غدير ، روز جمل را در پى داشت . - اى گروه سيه كاران كه به پيامبر تلخى مصيبت را چشانديد . ، تا آنجا كه گويد : - صريح قرآن خصم شماست و هم آنچه بهترين پيامبران در آن روز فرمود . - سفارش او را ، علنا زير پا نهاديد ، و بر او بستيد آنچه را كه خواستيد .
هامش
( 1 ) حديث رد شمس در جزء سوم ص 126 - 141 گذشت .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 24 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى