بقيهء شعراء غدير در قرن چهارم
22 غديريهء ابو الفتح كشاجم
متوفى 360
- له شعل عن سؤال الطلل
أقام الخليط به أم رحل
سرگرم خاطره اى است كه از واپرسى خانهء معشوق بازمانده ، رفيق راهش بپايد يا بكوچد .
- آهو چشمان در پس پرده به دو چشم دوخته از چاك خيمه به دو مىنگرند .
- ولى گونههاى نمكين كه در اثر شرم ، زرد و سرخ مىشود ، قلب او را نمىربايد .
- كافى است ! نكوهش مكنيد . گذشت روزان و شبان زبان به نكوهش باز خواهد كرد .
- او ديگر عشق سوزان را بكنارى نهاده ، آتش اشتياق را هر چند زبانه كشد خاموش مىكند .
- اينك از گريهء بر آهووشان سر خورده به گريهء بر پاكان سرگرم شده است .
- چه هلالهاى نوافروز كه قبل از دوران درخشش و كمال فرو افتاد ! و چه بدرهاى تابان كه به زودى غروب كرد .
- آنان در ميان خلق ، حجت خدا و آيت حق بودند و روز رستاخيز خصم آنكس كه از يارى كناره گرفت .
- خداوند سند پيشوائى آنانرا نازل نمود و او سند خدائى را مردود شمرد .