تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣

بقيهء شعراء غدير در قرن چهارم

22 غديريهء ابو الفتح كشاجم

متوفى 360
- له شعل عن سؤال الطلل أقام الخليط به أم رحل
سرگرم خاطره اى است كه از واپرسى خانهء معشوق بازمانده ، رفيق راهش بپايد يا بكوچد . - آهو چشمان در پس پرده به دو چشم دوخته از چاك خيمه به دو مىنگرند . - ولى گونه‌هاى نمكين كه در اثر شرم ، زرد و سرخ مىشود ، قلب او را نمىربايد . - كافى است ! نكوهش مكنيد . گذشت روزان و شبان زبان به نكوهش باز خواهد كرد . - او ديگر عشق سوزان را بكنارى نهاده ، آتش اشتياق را هر چند زبانه كشد خاموش مىكند . - اينك از گريهء بر آهووشان سر خورده به گريهء بر پاكان سرگرم شده است . - چه هلالهاى نوافروز كه قبل از دوران درخشش و كمال فرو افتاد ! و چه بدرهاى تابان كه به زودى غروب كرد . - آنان در ميان خلق ، حجت خدا و آيت حق بودند و روز رستاخيز خصم آنكس كه از يارى كناره گرفت . - خداوند سند پيشوائى آنانرا نازل نمود و او سند خدائى را مردود شمرد .