مجروح كرد .
- دوستان من ! اگر از حال ما بىخبر نبوديد ، لذات زندگى سرگرمتان نمىساخت .
- ما را فراموش كرديد و با ديگران سرگرم شديد ، راه هجران گرفتيد ، و ما چنان نبوديم .
- عهد بستيد كه خيانت نورزيد ، به دوستى سوگند كه مرتكب خيانت شديد و نشديم .
غدرتم و لم نغدر و خنتم و لم نخن
و حلتم عن العهد القديم و ماخنا
- گفتيد ، و گفت خود زيرپا نهاديد ، ما بر همان گفت صادقانهء خود پائيديم .
- خواب ناز گواراى شماست ، با اينكه ديدگان ما بر آتش قرار ندارد و بعد از شما نخوابيديم ؟
- در ساحت شما بار فرو نهاديم تا جانى تازه كنيم ، ولى جز سوز و گداز طرفى نبستيم .
- اگر ديدارمان مكروه شماست كوچ كرده ميرويم و مانند شما از دوستى ديرينه دست مىكشيم .
- و مهر ديگرى را در دل مىپرورانيم ، جفا از شما است نه از ما .
- بيائيد و انصاف دهيد ، ادعاى واهى مكنيد ، راه افراط مپوئيد بلكه سخنى درست آوريد .
- كاش راه انصاف مىگرفتيد ولى مسجل مىشد كه نصف از شما و هشت يك از آن ما .
- هر گاه خورشيد بدمد ياد شما باشم و چون پنهان شود با غم و اندوه دمساز گردم .
- بر غريب اين ديار نوحه سرا گشتهام و خود غريب عشق و دل ، از خانه و كاشانه دور ماندهام .
- در معاشرت با دوستانم صاف و مخلص بودم ، ندانستم كه دوستى رو بزوال است