تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
مجروح كرد . - دوستان من ! اگر از حال ما بىخبر نبوديد ، لذات زندگى سرگرمتان نمىساخت . - ما را فراموش كرديد و با ديگران سرگرم شديد ، راه هجران گرفتيد ، و ما چنان نبوديم . - عهد بستيد كه خيانت نورزيد ، به دوستى سوگند كه مرتكب خيانت شديد و نشديم .
غدرتم و لم نغدر و خنتم و لم نخن و حلتم عن العهد القديم و ماخنا
- گفتيد ، و گفت خود زيرپا نهاديد ، ما بر همان گفت صادقانهء خود پائيديم . - خواب ناز گواراى شماست ، با اينكه ديدگان ما بر آتش قرار ندارد و بعد از شما نخوابيديم ؟ - در ساحت شما بار فرو نهاديم تا جانى تازه كنيم ، ولى جز سوز و گداز طرفى نبستيم . - اگر ديدارمان مكروه شماست كوچ كرده ميرويم و مانند شما از دوستى ديرينه دست مىكشيم . - و مهر ديگرى را در دل مىپرورانيم ، جفا از شما است نه از ما . - بيائيد و انصاف دهيد ، ادعاى واهى مكنيد ، راه افراط مپوئيد بلكه سخنى درست آوريد . - كاش راه انصاف مىگرفتيد ولى مسجل مىشد كه نصف از شما و هشت يك از آن ما . - هر گاه خورشيد بدمد ياد شما باشم و چون پنهان شود با غم و اندوه دمساز گردم . - بر غريب اين ديار نوحه سرا گشته‌ام و خود غريب عشق و دل ، از خانه و كاشانه دور مانده‌ام . - در معاشرت با دوستانم صاف و مخلص بودم ، ندانستم كه دوستى رو بزوال است
الغدير ( فارسي ) — صفحة 251 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى