- سنان نيزهها را چون اختران شبرنگ بينى و بر بالاى آن غبار جنگ را چون شب تار .
- آنگاه كه چهرهء على ديدار گردد ، تودهء دلاوران چنان پراكنده شوند كه رمهء گوسفندان از شير ژيان .
- جوانمردى كه در دست چپ مرگ و با دست راست صلح و صفا تقديم كند .
فكم بطل اردى و كم مرهب اودى
و كم معدم اغنى و كم سائل اقنى
- چه بسيار قهرمان كه به خاك افكند ، و هيولا كه هلاك نمود ، چه بسيار فقير كه بىنياز كرد و گدائى كه گنجور ساخت .
- بر نيازمندان ، بىحساب ، ببخشد و هيچگاه منت ننهد .
- اگر جزئى از جود و سماحتش بين جهانيان پخش شود ، كسى را بخل و خست نماند .
- هر آنكه دستى به سخاوت بخشنده دارد ، چون نيك بنگرى راه و روش او را دنبال كند .
- هر ثنائى كه من گفتم و ديگران گويند ، امير المؤمنين على لايق آن است .
- آنكه به مهر ولايش چنگ نزند زيانكار است به ابد ، و روز رستاخيز دندان ندامت بهم سايد .
- از اين رو با اخلاص دل در گرو او دارم و در همه حال خود را چاكر او شناسم .
- درود خدا بر شما باد اى خاندان احمد ! مادام كه قمرى بر شاخساران برشده نغمه سرايد .
- مهرش اجر رسالت است ، ايمان آورديم و پذيرفتيم .
و عهدكم الماخوذ فى الذر لم نقل
لاخذه : كلا . و لا كيف او انى ؟
قبلنا و او فينا به ثم خانكم
اناس و ماخنا و حالوا و ما حلنا
- در عالم ذر ( نطفه ) كه پيمان ولايتت گرفتند ، نگفتيم : نه . چرا ؟ از كجا ؟
- پذيرفتيم و راه وفا گرفتيم ، جمعى خيانت كردند و نكرديم ، باز گشتند و نگشتيم .