تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
- سنان نيزه‌ها را چون اختران شبرنگ بينى و بر بالاى آن غبار جنگ را چون شب تار . - آنگاه كه چهرهء على ديدار گردد ، تودهء دلاوران چنان پراكنده شوند كه رمهء گوسفندان از شير ژيان . - جوانمردى كه در دست چپ مرگ و با دست راست صلح و صفا تقديم كند .
فكم بطل اردى و كم مرهب اودى و كم معدم اغنى و كم سائل اقنى
- چه بسيار قهرمان كه به خاك افكند ، و هيولا كه هلاك نمود ، چه بسيار فقير كه بىنياز كرد و گدائى كه گنجور ساخت . - بر نيازمندان ، بىحساب ، ببخشد و هيچگاه منت ننهد . - اگر جزئى از جود و سماحتش بين جهانيان پخش شود ، كسى را بخل و خست نماند . - هر آنكه دستى به سخاوت بخشنده دارد ، چون نيك بنگرى راه و روش او را دنبال كند . - هر ثنائى كه من گفتم و ديگران گويند ، امير المؤمنين على لايق آن است . - آنكه به مهر ولايش چنگ نزند زيانكار است به ابد ، و روز رستاخيز دندان ندامت بهم سايد . - از اين رو با اخلاص دل در گرو او دارم و در همه حال خود را چاكر او شناسم . - درود خدا بر شما باد اى خاندان احمد ! مادام كه قمرى بر شاخساران برشده نغمه سرايد . - مهرش اجر رسالت است ، ايمان آورديم و پذيرفتيم .
و عهدكم الماخوذ فى الذر لم نقل لاخذه : كلا . و لا كيف او انى ؟ قبلنا و او فينا به ثم خانكم اناس و ماخنا و حالوا و ما حلنا
- در عالم ذر ( نطفه ) كه پيمان ولايتت گرفتند ، نگفتيم : نه . چرا ؟ از كجا ؟ - پذيرفتيم و راه وفا گرفتيم ، جمعى خيانت كردند و نكرديم ، باز گشتند و نگشتيم .