و استوار خواهى شنيد .
- گفت : مسئلهء امامت از چه نزد شما ويژهء جعفر گشت نه زيد و يا دگران ؟
- گفتم : از جانب خداى بزرگ ، نصوص قطعى بر امامت پيشوايان رسيده .
- كه شمار امامان دوازده است ، اين گفت خاتم پيامبران است هادى امم .
- نه يكتن بيش و نه كم ، مانند دوازده ماه سال .
- درست مانند رسالت كه ويژهء پيامبران است ، همين سان امامت ويژهء اين خاندان .
، نجم الدين گفته : اين سخنى است استوار ، و برهانى محكم ، از اين رو كه نياز بشر به امام و پيشوا - يعنى خليفه - همچون نياز آنان به پيامبر است ، چه جانشين پيامبر است كه بايد سنت پيامبر را در هر عهد و زمان برقرار دارد .
، بر مىگرديم به دنبالهء شعر ابن حماد - رحمه اللَّه :
- گفت : امامت ، مقرر نخواهد گشت جز براى آنكه با شمشير آخته قيام كند .
- از اين رو « زيد » حائز اين مقام است نه جعفر ، به هوش آى و فكر كن .
، نجم الدين گفته : در اين شعر نام جعفر به فتح راء آمده و اين مسلك كوفيين است در منع صرف :
فلذاك زيد حازها بقيامه
من دون جعفر فادكر و تدبر
- گفتم : با اين مقياس ، على وصى پيامبر ، بهرهء از خلافت نخواهد داشت ، بلكه اين منصب بايسته عمر است .
- كه از شمشيرش كسى در امان نماند . اين بافتهء دروغزنان است .
- بر همين اساس ، حسن شهيد سبط پيامبر ، امامتش باطل است چه او شمشير بر زمين نهاد .
- عابد سجادهم به ظاهر نه دعوى امامت داشت و نه شمشير بركشيد ، چون ياور نداشت .
- آيا صحيح است كه جعفر دشمنانرا بر خود بياشوبد و دعوت خود را علنى