تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
سازد با اينكه مأمور نشده ؟ ، نجم الدين گفته : منظور شاعر اين است كه زيد مأموريت داشته . - گواه مطلب ، فرمايش جعفر است ، آنگاه كه در مرگ زيد تسليتش گفتند . - اگر عمويم زيد پيروز مىشد ، به خدا سوگند كه به عهدش با ما وفا مىكرد . ولى پيروز نگشت . ، ابن حماد ، در اين دو شعر به حقيقتى اشاره دارد كه از قول حافظ مرزبانى و « كشى » در جلد دوم ص 221 و جلد سوم ص 70 گذشت .

ولادت و وفات

به تاريخ ولادت و وفات شاعر هيچيك واقف نگشتيم ، ولى مىبينيم نجاشى كه او را درك كرده و از او روايت نكرده ، در صفر سال 372 متولد گشته و استادش جلودى كه شاعر ما از او روايت كرده ، هفدهم ماه ذيحجهء سال 332 در گذشته ، از اين قرينه مىتوان بدست آورد كه شاعر ما عبدى در اوائل قرن چهارم متولد گشته و اواخر همان سده ديده بر جهان فرو بسته است .
در يك مجموعهء خطى بسيار قديمى ، قصيدهء از ابن حماد بدست آورديم ، كه برخى ابيات آن را ابن شهر آشوب به عبدى كوفى [ سفيان بن مصعب ] منسوب داشته كه شرح حالش در جلد دوم ص 294 گذشت ، ديگران هم مانند بياضى در « صراط المستقيم » از ابن شهر آشوب تبعيت كرده‌اند ، كه صحيح نيست ، قصيده اين است :
أ سائلتى عما الاقى من الاسى سلى الليل عنى هل اجن اذا جنا ؟
- اى كه از رنج درونم پرسى ، از شب تار پرس : آيا ديوانه‌ام ؟ - تا خبرت دهد كه شعله‌هاى عشق در وجودم شعله كشد ، چون شعلهء خاموشد شعلهء دگر بيفروزد . - مىگوئى : شب گويا نيست ، پيكر نزارم بنگر و حال درونم واپرس . - اگر باز هم ترديد كنى . جانم فدايت ، از سيلاب اشكم پرس كه ديده‌ام را