تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
كه آتش جنگ شعله ور بود . - و دلهاى دليران مىطپيد و زبانها از ترس در كام نمىجنبيد . - در برابرش كسى قد مردانگى افراشت كه با شمشير تيز ، پردگيان او را در ماتم گذاشت . - فرمود : اى على ! توئى كه پس از من با تأويل قرآن با سركشان پيكار خواهى كرد : - از اين رو ، با « ناكثين » كه عهد او در جمل شكستند ، جنگيد . روز صفين از « قاسطين » دمار كشيد . - و در روز « نهروان » خون « مارقين » بريخت ، و سرها از پيكرها فرو ريخت . 12 باز هم غديريه در ثناى امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه :
ولاء المرتضى عددى ليومى فى الورى و غدى امير النحل مولى الخلق فى خم على الابد
- مهر مرتضى اندوختهء اين جهان است و هم فرداى من . - شاه خوبان ، سالار جهانيان ، در غدير خم براى ابد . - آن روز كه به دستور حق ، دستها كشيده و با او پيمان بستند . - همتاى مصطفى در شرف و مقام ، نه بيش و نه كم . - « جنب اللَّه » در كتب آسمانى ، و ديدبان يكتاى صمد . - مادر گيتى مانندش نزايد ، نه . و نه زائيد . مجلى الكرب يوم الحرب فى بدر و فى أحد و خيبر و النضير كذا و سلع خندق البلد آنكه روز نبرد ، غبار غم از چهره‌ها زدود : روز « بدر » و « احد » . - و روز « خيبر » و يهود بنى نضير ، همين سان ، و در كوه « سلع » خندق بلد - هاى و هوى جنگ كه بالا گيرد ، با قلبى آرام و استوار .